از چشم ها بخونیم

۱۶ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

نیازمندی ها 5

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۱۸ ب.ظ


کف ِ مطالبات ِ من برای یه کمد ِ زمستونی




  • هیده ...

افتخارات گوسفندی

پنجشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۱۹ ق.ظ


عکس از کانال Baycott


موقعیت هایی توی زندگی هست که آدم نمی دونه چه موضعی باید براشون داشته باشه . یعنی میدونی ؛ مثلا من الان به بعضی از چیز های زندگیم که فکر می کنم نمی دونم باید بهشون افتخار کنم یا مثلا احساس ندامت و پشیمانی و اینا و یا حتی خنثی !. یه وقتایی هم اول دچار افتخار میشی . به خودت به خاطر کلی از قضایا افتخار میکنی . ولی شب که می خوای بخوابی و به سقف خیره شدی می گی افتخار برای چی . هر آدم دیگه ای هم بود همین کار رو می کرد .بعد می گی نه ؛ خوب شرایط من فرق داشت و خیلی اینطوری و خیلی اونطوری و اینا . بعد این چرخه ی باید و نباید عین شمردن گوسفند ها قبل خواب عمل می کنه . صبح بلند می شی و مثل اینکه یادت نمیاد بین گوسفند شماره ی 123 خوابت برد یا گوسفند شماره 133 ؛ نمی دونی آخر باید افتخار می کردی یا نه ! حالا افتخار نه به این معنی که مجسمه ی خودت رو بسازی بذاری رو کنسول خونه یا مثلا توقع داشته باشی خیابونی اتوبانی به اسمت بزنن یا هر توقع بی جای دیگه ای. نه ...ولی یه وقتایی لازمه آدم کارهایی که کرده رو زیر و رو کنه . می دونی یعنی ببینی اون حرف اون عکس العمل اون نگاه یا هر چیز دیگه ای ؛ اگه برگردم عقب دوباره انجامش میدم ؟!

  • هیده ...

به جز اون چهار نفر

يكشنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۴۲ ب.ظ


عکس از کانال رنگی رنگی



شماره ی بعضیا رو هنوزم دارم . در حالی که همون موقع هم که شمارشون رو داشتم نیاز چندانی بهش نداشتم . نمی دونم چرا هنوز پاک نکردم شمارشون رو . یعنی این خودش سوال مهمیه که چرا ؟! امشب که داشتم تو تلگرام ؛ دنبال شماره ی یکی می گشتم چشمم خورد به عکس یکی از همین مخاطبین پاک نشده . استاد دانشگاهم بود . عکس پروفایلش رو که باز کردم وسط حیاط دانشکده وایساده بود و دانشجو ها کنارش شاد و  خندان . می دونید چی برام جای سوال داشت !؟ اینکه چرا زمان ما اینطوری نبود ؟ من هیچ خاطره ی خوبی از استاد هام ندارم . یعنی بخوام صادقانه تر بگم جز چند نفرشون خاطره ی خوبی از بقیشون ندارم . ما هیچ وقت با استادمون  اینطوری عکس ننداختیم . حتی هیچ وقت هم  دلمون نمی خواست با استادمون عکس اینطوری داشته باشیم . یعنی هیچ وقت . یه وقتایی می گم سلیقه ی بچه ها عوض شده یا اخلاق استاد ها ؟ نمی دونم . تنها چیزی که می دونم اینه که دلم برای اون روزا تنگ شد . 



+ولی امان از اون چهار نفر . یک نفرشون به تنهایی بخش زیادی از خاطرات خوب ِ دانشجویی منو رقم زد .


  • هیده ...

و دیگر هیچ ...

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۵۵ ب.ظ




دور از رویت

دور از صدایت

شادی نایاب است

با این ؛ با تو  بیگانه ماندن

رودم تالاب است

چونان ماهی ؛ در تنگ تنگی

عمرم بر آب است





+ بخشی از اهنگ " دور " از گروه چارتار .

++ آدم با این شعر می خواد خویشتن را خفه کند .

+++ عکس  از کانال Baycott

  • هیده ...

هه هه ؛ اصلا هم درد نداشت

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ب.ظ



عکس از کانال Time to dream


من اونشب بعد از تمام اون لحظه هایی که از خنده اشک ریختم ؛ مطمئن شدم که یه وقتایی یه سکانس هایی از زندگی هست که عمیقا تو رو ناراحت می کنه . ناراحت می کنه و بهت درس های مهم تری برای بقیه زندگیت میده . درس هایی که باعث می شه کمتر تو زندگی ناراحت بشی و اون ناراحتی اولیه بهای یاد گرفتن اون درس هاست . قسمت مهمش اینه که درسی که باید رو ؛ بگیری و بعدش از همون لحظه ها اگر می شد ؛ لذت هم ببری. من  اونشب بعد از درسهایی که تو اون چند وقت گرفتم ؛ درست وسط همون جایی که باعث و بانی ناراحتیم بود اون قدر خندیدم که اشک تو چشام جمع شده بود و به نظرم این بهترین دهن کجی یی بود که می شد به تلخی های زندگی نشون داد .  



+شرکت رایتل یه طرح ویژه برای دارندگان بیمه تامین اجتماعی گذاشته که شامل یه سیم کارت رایگان و بسته های اینترنت و مکالمه می شه . خلاصه اینکه اگه بیمه دارید یه نگاهی بندازید شاید به دردتون خورد .

  • هیده ...

نمایشی برای دلبر

پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

Image result for ‫شرقی غمگین‬‎




"من دیگه عاشق نمی شم. ولی همش دلم می خواد یکی باشه."



 دیالوگ بالا که بخشی از نمایشنامه ی " شرقی غمگین " است ؛ دقیقا بدترین اتفاقیه که در آخر خیلی از داستان های واقعی هم پیش میاد .




  • هیده ...

من هیچ ، من همه گوش

سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۳۶ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream


تا حالا یه بچه از پشت ِ تلفن ؛ اسمت رو صدا کرده عاشقی یادت بره ؟

تا حالا از پشت ِ تلفن برات بوس فرستاده همه چی یادت بره ؟

  • هیده ...

راجعه ی نبودنت

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۵۶ ب.ظ



عکس از کانال Time to dream


تو علم پزشکی یه سری درد ها هست که بهش می گن درد راجعه . یعنی منشاء درد یه جای دیگه اس ولی اثر و حس دردش رو جایی غیر از منشا خودش حس می کنی .یه خرده ریز تر به زندگی و روزمره ها هم نگاه کنی می بینی که چه قدر از زندگیمون راجعه است  . چه قدر از حس و حال ها و رفتار هامون . از نبودن ِ کسی دلتنگیم ؛ از نرسیدن به چیزی ناراحتیم ؛ از کسی دلخوریم ؛ از حرفی دلشکسته ایم ؛ راجعه اش می شه همین که  یهو می بینی نشستی و پوست های پرتقال ِ تو بشقاب  رو تیکه تیکه و ریز ریز کردی ...

  • هیده ...

برای تنهایی هایش

جمعه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۰۴ ب.ظ


عکس از کانال ژیوار


اسکار ِ تنهاترین آدمی که تو این چند وقت اخیر دیدم هم تعلق می گیره به اون خانم مسنی که هروز ؛ حتی تو همون روزا که برف و یخبندون بود ؛ حتی همین روز ِ جمعه که همه هم سن و سال هاش خونه کنار بچه ها و نوه هاشونن ؛ حتی وقتی مریض شده بود و باید خونه می موند و استراحت می کرد ؛ شاید میاد فقط به خاطر اینکه خونه تنها نباشه.  اونجا ناهار می خوره شاید به خاطر اینکه تنها غذا خوردن خسته اش کرده و اگه اینطوری باشه این غمگین ترین حالت تنها بودنه .

  • هیده ...

نیازمندی ها 4

دوشنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۴۷ ب.ظ


هر چند یه فنجون قهوه  برای این همه حرفی که من دارم واقعا کمه .

  • هیده ...