از چشم ها بخونیم

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عکس ها می گویند» ثبت شده است


عکس از کانال Time to dream



می خواستم هزار و یک خصوصیت رو بگم تا بگم روز مرد و روز پدر رو باید به اینا تبریک گفت ؛ ولی خوب به همین عکس بسنده می کنم .



+ چه خلاصه نویس شدم (:  .



  • هیده ...

نیازمندی ها 6

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ب.ظ





عکس از کانال Time to dream



هر خونه ای باید یدونه از این پنجره های امید داشته باشه که وقتی نا امید می شی بری اینجا چایی بخوری .
  • هیده ...

رویای تو آورده مرا به نامه ای که می نویسم

شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۰۶ ب.ظ



عکس از کانال Time to dream



همیشه یه اتفاقایی هست که می تونست بی افته . ولی نمی افته یا نیافتاده . مثلا همین عکس می تونست اولین عکس ما باشه . از اون عکس هایی که مثلا بعد از 20 سال دوباره می تونستیم بازسازیش کنیم . اما ما هم چین عکسی نداریم . اصلا نبودی  که بخوایم هم چین عکسی هم داشته باشیم .  



+  این چهار شنبه سوری که تو کشور ما رایج شده  فقط و صرفا چهارشنبه سوزی ِ . در کمال ِ تعجب ؛ من در دوران جهل و نادانی در جوانی از فعالان همین عرصه بودم ؛ ولی الان درهای خونه رو می بندم که نه تنها خودم نرم بیرون بلکه کسی دیگه هم نتونه بره بیرون .هر چند این چهارشنبه سوری مجبورم بیرون از خونه باشم |: .  می دونید تخلیه ی دو تا چشم یعنی چی ؟! می دونید برای سوختگی ها یه بخشی به اسم معراج هست که یعنی دیگه کاری از دست کسی برنمیاد ؟ پس چهارشنبه سوری بشینید خونه |: . مرسی اه .


+ عنوان : بخشی از آهنگ برگرد ؛ از گروه چارتار .

  • هیده ...

باید با چشات تو عکسا بخندی

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ق.ظ


عکس از کانال Time to dream



می خوام برای تولدش چند تا از عکس هاش رو چاپ کنم براش . عکسایی که می گه دوسشون داره .  تقریبا3 یا 4 تا عکس ِ که مطمئنم دوسشون داره و می خوام همونا  رو چاپ  کنم . اما من از بین همه عکسام ؛ جدا از اینکه عکس های خوبی که ازم گرفته شده اون قدری زیاد نیست ؛  اونایی رو دوست دارم که مطمئنم هیچ وقت تو گزینه های انتخابی اونا برای چاپ نیست . من ترجیح می دم تو عکس طبیعی باشم جای اینکه خیلی موقر نشسته باشم و پاهام رو روی هم انداخته باشم . هر عکسی که حس ِ خوبی بهم بده ؛ حتی اگه خیلی ساده باشه یا یقه لباسم کج شده باشه . من انتخابم اون عکسی ِ که باد می اومد ؛ موهام به هم ریخته بود و  حتی چشام رو هم ریز کرده بودم !
  • هیده ...

20 روز مانده به بهار

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۲۵ ب.ظ


عکس از کانال topcapture



کف مطالبات من از بهار امسال


  • هیده ...

هر عکسی یه داستانی داره

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۲۱ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream



" سعی کن یه جوری زندگی کنی که نه تنها به بقیه ؛ که به خودتم بدهکار نباشی . "


شاید چند سال دیگه ...خیلی سال دیگه ؛ وقتی بچه ام هم سن خودم شد  ؛ اون عکس رو بهش نشون دادم . بهش گفتم نگاه کن" چه قدر چهره هامون خندون بود . اون شب ما خیلی خندیدیم.  خیلی . ولی کنار همه ی این خاطره های خوب من یه چیزی هنوز یادم مونده . اینکه من اون شب به خودم بدهکار بودم . من اون شب به دلم بدهکار بودم . درسته چند وقت بعد ؛ بدهیم رو صاف کردم ولی اون شب ؛ من به دلم بدهکار بودم."





  • هیده ...

نیازمندی ها 4

دوشنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۴۷ ب.ظ


هر چند یه فنجون قهوه  برای این همه حرفی که من دارم واقعا کمه .

  • هیده ...

حس و حالش

يكشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۲۳ ب.ظ



عکس از کانال Time to dream


بیا بغلم بخوابیم ....منم خیلی خستم .



+ یکی خستگی هاش رو با چایی قورت میده . یکی دوش می گیره . یکی رو مبل لم می ده و به تلویزیون خیره میشه . یکی هیچی همینطوری پوکر می مونه . یکی پاهاش رو به دیوار تکیه می زنه . یکی هم مورد علاقه اش رو اینطوری بغل می کنه  ^_^ .


++ همه تو جیب پالتو و بافتنی های زمستونه اشون  پول پیدا می کنند ! من تو حساب کاربری بیپ تونزم ! یعنی اولش که رفتم آلبوم رو پیش خرید کنم ؛ و خواستم حساب کاربری بسازم تعجب کردم که گفت این ایمیل قبلا ثبت شده ! بعد که وارد شدم ؛ دیدم نه تنها قبلا حساب داشتم ؛ بلکه اعتبار هم داشتم !

+++ این پست تلاشی بود برای انتشار این عکس و لا غیر .
  • هیده ...

عکس ها می گویند 3

چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶، ۰۸:۲۸ ب.ظ





        ((: .
  • هیده ...

برداشت صدم

چهارشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ب.ظ



عکس از گالری هیده


دیدن تصویر با سایز اصلی



برداشت اول :

وقتی صبح با این صحنه روبرو شدم ؛ اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که قهرن ...سر سنگین اند . چرا ؟ به خاطر اتفاقات چند روز گذشته . همون چند روز پیش وقتی که اون اتفاق افتاد و من ناراحت شدم ؛ داشتم به این فکر می کردم که چه قدر قهر ؛ فعل ِ مسخره ایه . یعنی کسی که بزرگ شده و به قول ِ معروف انسان ِ بالغی هست که نباید قهر کنه ؛ ولی ... ولی می شه سر سنگین بود . یعنی یه وقتایی حتی باید سرسنگین بود . باید... نه از روی انتخاب . مثل وقتایی که بچه بودیم و کار ِ اشتباهی می کردیم و مامانمون باهامون سر سنگین می شد. حواسش بهمون بود ؛ برامون غذا می آورد ؛ مراقبمون بود ولی هنوزم باهامون سرسنگین بود . چرا ؟ به خاطر کار ِ اشتباهی که ما انجام دادیم. حالا تو روابطمون هم لازمه که یه وقتایی سرسنگین شیم . بذاریم بفهمند که ناراحت می شیم از فلان فعل و فلان حرف . که اگه این کار رو نکردیم و در آینده ی نه چندان دوباره به همون صورت ناراحت شدیم نباید گله کنیم . چون ما بودیم که بهش اجازه ندادیم بدونه این حرف و این فعل ما رو ناراحت کرده . سر سنگین شیم و بعدش بگذریم . قهر و سر سنگینی هم از همون چیزایی که مرز باریکی بین خوب و بد بودنش هست . همین سر سنگینی و قهر رو اگه کشش بدی ؛ یهو پاره می شه همه چیز و به جای آگاه کردنش از اینکه فلان حرف ناراحتت کرده ؛ دیگه اون آدم رو هم از دست دادی .


برداشت دوم :

همون قدر که صبح موقع رفتن با دیدن این صحنه یاد قهر افتادم ؛ موقع برگشت وقتی داشتم آهنگ گوش می کردم و خواننده می گفت " what are you waiting for ? "یاد این عکس افتادم دوباره . یاد ِ لحظه هایی که کنار هم هستیم ولی حرف نمی زنیم . یاد لحظه هایی که سکوت می کنیم ولی باید حرف بزنیم . یاد تموم وقتایی که کاری نکردیم . یاد ِ وقتایی که دست دست کردیم . منتظر چی هستیم واقعا ؟




  • هیده ...