از چشم ها بخونیم

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دوست داشتنی های من» ثبت شده است

نیازمندی ها 5

شنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۱۸ ب.ظ


کف ِ مطالبات ِ من برای یه کمد ِ زمستونی




  • هیده ...

و دیگر هیچ ...

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۵۵ ب.ظ




دور از رویت

دور از صدایت

شادی نایاب است

با این ؛ با تو  بیگانه ماندن

رودم تالاب است

چونان ماهی ؛ در تنگ تنگی

عمرم بر آب است





+ بخشی از اهنگ " دور " از گروه چارتار .

++ آدم با این شعر می خواد خویشتن را خفه کند .

+++ عکس  از کانال Baycott

  • هیده ...

من هیچ ، من همه گوش

سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۳۶ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream


تا حالا یه بچه از پشت ِ تلفن ؛ اسمت رو صدا کرده عاشقی یادت بره ؟

تا حالا از پشت ِ تلفن برات بوس فرستاده همه چی یادت بره ؟

  • هیده ...

چه کنم که به گوش من نرسیده صدای تو

چهارشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۳۵ ب.ظ


 

آرمان گرشاسبی

خواننده ی گروه چارتار

عکس از صفحه اینستاگرام آرمان گرشاسبی



اصلا یه وقتایی یه جوری دچار غلیان احساسات می شم که واقعا کنترلش از دستم خارجه . مثلا دیروز که خسته تو اتاق رِست دراز کشیده بودم و پام رو به دیوار تکیه داده بودم و چشام رو بسته بودم ؛ همون موقع که آقای الف یواشکی از اون گوشه وسایلش رو برداشت و سعی داشت صدایی ایجاد نکنه تا من مثلا از خواب بیدار نشم ؛ همون موقع که داشتم Voice ایی که برام فرستاده شده بود رو گوش می کردم  ؛ همه چیز از کنترلم خارج شد و اشک تو چشام جمع شد . یا مثلا امروز که دختربچه ی گوگولی بغلم نشسته بود و با مامانش بازی می کرد ؛ هی نگاهش کردم و بهش لبخند زدم . دلم می خواست بگم بیا با منم بازی کن . وقتی داشت پیاده می شد مغزم خودش غیر ارادی  پیام های عصبی به عضلات دستم و صورتم فرستاد ؛ اون موقع هم کنترلم رو از دست داده بودم و ناخودآگاه با لبخند براش دست تکون دادم و خداحافظی کردم . بهم خندید و برام دست تکون داد . یا مثلا پنج شیش ماه پیش که یکی از آهنگ های آلبوم جدید چارتار رو برای اولین بار شنیدم ؛ وقتی داشتم همزمان از موسیقی لذت می بردم و  به معنی شعر فکر می کردم ؛ اون موقع هم اشک تو چشام جمع شد .



+ آلبوم سوم این گروه به اسم " دریا کجاست " امروز منتشر شد . می تونید به صورت قانونی از سایت " بیپ تیونز " دانلودش کنید .

++ عنوان ؛ تیکه ای از ترک " آغوش " از همین آلبوم.

+++چه می کنه احسان حائری با این شعر هاش .


  • هیده ...

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۰۹ ب.ظ


پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند

پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند

او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را بر ملا کند

او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد خدا کند

او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند

پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند

شاید اثر کند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند

تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند

خش خش... صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند


" علیرضا بدیع "



+این روزا پر اند از حس هایی که اسمی براشون نیست . خوب و بد همه چی کنار هم و پا به پای هم . همون زمانی که خیلی وقتا می گیم ؛ زمان خودش همه چی رو حل می کنه گاهی وقتا خودش می تونه معضل ساز باشه . اینکه به مرور زمان آدما رو بهتر می شناسی و می بینی این آدم اون آدمی که تو فکر می کردی نیست خودش یه معضل ِ . به همین اندازه وقتی به مرور زمان یکی رو بیشتر می شناسی و بیشتر خوش حال می شی به خاطر پیدا کردنش خودش می شه یه مرحم .


  • هیده ...

چالش علاقه مندی ها

جمعه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۱۷ ق.ظ

0074cd29a76ad5d644ad2cc4d07976ad

عکس از دیوار رنگی


+ در راستای خوندن پست ِ زی زی گولو جان .


+انیمیشن - مینیون ها ؛ اون هیولاهه سالی تو کمپانی هیولا ها - پسر خاله تو کلاه قرمزی-  دکتر شپرد - پزشکی و در عین حال هنر مثلا عکاسی یا خیاطی - آشپزی - نوتلا و سارل - میوه های تابستون - اکسسوری جات - بدلیجات - لوازم التحریر- خرید رفتن حتی به قصد خرید یه خودکار یا میوه ! - ساعت - کفش - چند تا از لباسام - گلدون ( هر چی نقلی تر دوست داشتنی تر ) - شال گردن - لوازم آرایش - آشپزی - رانندگی - سوئی شرت - دکتر " ت " - از دوستام شین و پ و ف !  - اعضای خانواده - ورزش البته نه تخصصی - اون مدل ِ پالتو ئه که نون هم داشت با اون پالتو شتری ِ مامان - اینستاگرام - آب پرتقال - کالباس تنوری - کیک های بی بی فقط از نوع نسکافه ایش - آهنگ - عکاسی رو گفتم ؟ - نقاشی ( هر چند که بلد نیستم ) - دوبله - استاد" ب "(که بر خلاف درس هایی که درس می داد ؛دوست داشتنی بود )- کیک تارت میوه ای - سوپرایز کردن یا شدن - عطر ِ خنک - گل - کفش رو هم گفتم ؟ -اون روسری خیلی بزرگ ِ که چند هفته پیش خریدم - محصولات اون پیج ِ تو اینستا که نمی دونم چطوری توصیفشون کنم الان - ماگ -  تا حدودی کتاب -زبان ِ انگلیسی -فیلم -دکتر ازقندی- ته ریش - کراوات - موی بلند- پارچه چهار خونه ( مخصوصا اونا که تم رنگی داره برای آشپزخونه ) - خرید لباس و کفش بچه - سایت رنگی رنگی - لوبیا پلو با سالاد شیرازی - وسایل و دکور چوبی - خلاقیت -پاییز -



+ الان چیز ِ دیگه ای یادم نمیاد ؛ تازه کلی فکر کردم ! ولی خوب قطعا وقتی ذخیره و انتشار رو زدم یا مثلا رفتم بخوابم سه برابر این یادم میاد .

+ یه چالش " بدم میاد " هم راه بندازیم بد نی :دی.

+ هر کی این پست رو خوند و دوست داشت از علاقه مندی هاش بنویسه ؛ بنویسه ((: .

+ من شکمو نیستم ؛فقط الان مورد خوراکی زیاد یادم اومد (((: .


  • هیده ...

بدهکاران

جمعه, ۲۵ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۴۵ ب.ظ

198380_370824623011005_1882148152_n

عکس از دیوار رنگی

می فرماید :

ما به آرزوهامون یک رسیدن ؛ بدهکاریم .



+من عاشق این جمله شدم ( از کانال ژوان بود جمله ) .

+دلم می خواد یه چیزایی رو بخرم که واقعا الان اصلا بهشون نیازی ندارم !!

+مامان و بابام چایی ریختن دارن می خورن ؛ من هم  هیچی |: . رفتم برای خودم چایی ریختم .

+داشتم حجم درس هام رو نگاه می کردم که تعیین کنم مثلا تا اول اسفند چه قدر باید بخونم ؛ دیدم درسا خیعلی اند ؛ خیعلی . اسمایلی فیریکینگ اوت !

+کاش مثلا مثل اناتومی گری که اون بچه ها ؛ همشون به هم کمک می کردن که تو آزمون های ارتقائیشون قبول شن ؛ منم تو هم چون تیمی بودم. اسمایلی الون .

+به مامانم گفتم اگه روزی خواستم دیگه باشگاه نرم ؛ تو خونه راهم نده . می گه باشه !! |: .

+اگه ما خیلی چیزا رو برای خیلی ها توضیح ندیم ؛ اونا یاد می گیرن که نباید برای خیلی چیزا توضیح بخوان ؟!

+ویتینگ تا فیلممون دانلود شه ...


  • هیده ...

قانون یا تصادف ؟!

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۵۳ ب.ظ
7454986f7f57d528c4d29fe5f217e5f4
عکس از دیوار رنگی

اگه بخوام شب ؛ قبل ِ خواب به بعضی از اتفاق های دوست داشتنی ِ زندگیم فکر کنم ؛ به چندتا اتفاق می رسم که خیلی خیلی دوسشون داشتم . یه چیزی شبیه به همون مینیمال هایی برای زندگی و فانتزی هایی برای زندگی و لایف استایل و اینا ؛ چند تا از این اتفاق ها وقتی افتادن که من اصلا دنبالشون نبودم ؛ اصلا برای افتادنشون یا رسیدن بهشون هیچ تلاشی نکردم یا حتی تو یدونه از اون دایره های کوچیک ته انبار ِ حافظه ام بوده ( اشاره به این ساید اوت ). صرفا بهشون فکر کرده بودم. اونم نه در اون لحظه و هفته حتی ! خیلی وقت قبل . یک ماه پیش یک سال پیش ... اما رسیدم بهشون.
مثلا چهارشنبه رفتیم بیرون از شهر؛ دوست داشتم عکس بگیرم ولی این بار اصلا به نیت عکاسی نرفتم . یعنی هیچی با خودم نبرده بودم حتی یک عدد مونوپاد ساده رو ! ولی یه عکسایی گرفتیم که از دید ِ من عالی بود .عالی . از همونا که گاهی وقتا باید کلی برنامه بریزیش براش .
اصلا نیتم از گفتن این مثال این بود  که بگم ؛ یه وقتایی بهترین ها دقیقا اون وقتی که انتظارش رو نداری میان .
نمی دونم می شه قانون صادر کرد یا نه ؛ یا حداقل مطمئنم استثنا داره ؛  ولی یه وقتایی باید بذاریم رو مود Auto . بذاریم یه سری چیزا اتوماتیک وار بیاد تو زندگیمون . همیشه می گن وقتی منتظر باشی دیرتر می گذره ؛ دیرتر اون اتفاق می افته .
این مود ِ Auto خیلی هم سخت ِ . خیلی. ولی فکر کن بذاری رو مود ِ Auto ؛ اصلا یادت بره چی میخواستی ؛ یهو بهش برسی !


+Auto در مورد خیلی چیزا صدق نمی کنه . خودم می دونم :دی.
+مود ِ کانتینیوس گوشی هاتون رو فراموش نکنید :دی.
+چه قدر وقت بود " اشوبم " چارتار رو گوش نکرده بودم ...

  • هیده ...

دیوانه ای در خیابان !

يكشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۳۹ ب.ظ

دیدید یه خاطره های خوب تو ذهنتون دارید ؛ یه خاطره های خنده دار ؛ یه لحظه های خوب ِ تجربه شده ...

بعد تو ترافیک ؛ تو مترو ؛ وسط خیابون یهو یادش می افتید ؛ یه خنده میاد رو لباتون ؛ گاها حتی کار به خنده های محکم و بلند می کشه ... سرتون رو می اندازید پایین ؛می خندید و می ذارید بقیه هر جور دوست دارند فکر کنند که چرا دارید می خندید ( البته کار ِ دیگه ای هم ازتون بر نمیاد ) .



*امروز تو راه ِ برگشت چارتار داشت می خوند تو گوشم ؛ باد می اومد ؛ برگا همین طوری می ریخت پایین ؛ برگ های روی زمین ؛ بلند می شدند از روی زمین و من داشتم تو ذهنم بازم به همه ی اون لحظه های خوب فکر می کردم ... ( این یعنی پاییز ها ) .

  • هیده ...



امروز ؛ البوم ِ جدید چارتار منتشر شد . از صبح دو بار به سوپر مارکت های نزدیک خونه سر زدم هیچ کدوم هنوز البوم به دستشون نرسیده بود تا اینکه اخرین بار که داشتیم از کلاس بر می گشتیم خونه ؛ یهو میم داد زد " البوم چارتار منتشر شد " و منم با همون سرعت وایستادم تا  بره البوم رو بخره :دی. فروشنده ِگفته بود همین الان رسیده ...شما اولین نفری بودید که البوم رو خرید :دی.

طی  ِ اقدامی ناگهانی تصمیم گرفتیم بریم رونمایی البوم جدیدشون ... خوب اینکه چارتار خیلی محبوب ِ برای هیچ کدوم از ما ( البته میم به این شدتش رو خبر نداشت :دی. ) دور از ذهن نبود ...وقتی با کلی تو ترافیک موندن و بوی لنت خوردن رسیدیم دیدیم نه خیر... جمعیت بیشتر از این هاست .عزای چه کنم چه کنم برای جای پارک داشتیم که یهو به سان ِ یک هلو یکی از پارک رفت بیرون و جا پارک پیدا شد :دی .مسیری کوتاهی رو باید پیاده می رفتیم .می دیدیم که همه دارند بر می گردند .میم گفت مطمئنی 7 تا 10 بوده ؟! اخه همه دارند بر می گردند که !گفتم چرا بابا . تازه تا ساعت 9 اجازه ی ورود به محوطه رو داریم ! تا اینکه رسیدیم به در ِ مجموعه و با این صحنه مواجه شدیم |: . تازه تو این عکس در ِ مجموعه باز بود و کلی از جمعیت پشت ِ سر ِما دیده نمی شه... بعد از ده دقیقه که کلا در رو بستن و شیک برگشتیم(((: .

خیلی خوش گذشت ها ... خیلی |:  :دی.  اجرا هم خیلی خوب بود اصلا :دی.

حیف ِ اون جا پارک نبود ؟؟ نه انصافا حیف نبود ؟ باید به خاطر اون جاپارک خدایی هم که شده  ما رو راه می دادند ...


*عنوان رو بیشتر از این نمی تونستم طولانی کنم :دی.... یعنی بوی لنت ؛ به لطف ِ اون ترافیک سنگین ؛ فضا رو عطراگین کرده بود .

*بیاید البوم رو بخریم ... حتی اگر دانلود هم کردید :دی.

*هوا هنوز پاییزی نیس ؛ ولی این البوم برای پاییز لازم بود. 



  • هیده ...