از چشم ها بخونیم

۴۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درس هایی برای زندگی» ثبت شده است

هر عکسی یه داستانی داره

سه شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۲۱ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream



" سعی کن یه جوری زندگی کنی که نه تنها به بقیه ؛ که به خودتم بدهکار نباشی . "


شاید چند سال دیگه ...خیلی سال دیگه ؛ وقتی بچه ام هم سن خودم شد  ؛ اون عکس رو بهش نشون دادم . بهش گفتم نگاه کن" چه قدر چهره هامون خندون بود . اون شب ما خیلی خندیدیم.  خیلی . ولی کنار همه ی این خاطره های خوب من یه چیزی هنوز یادم مونده . اینکه من اون شب به خودم بدهکار بودم . من اون شب به دلم بدهکار بودم . درسته چند وقت بعد ؛ بدهیم رو صاف کردم ولی اون شب ؛ من به دلم بدهکار بودم."





  • هیده ...

افتخارات گوسفندی

پنجشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۱۹ ق.ظ


عکس از کانال Baycott


موقعیت هایی توی زندگی هست که آدم نمی دونه چه موضعی باید براشون داشته باشه . یعنی میدونی ؛ مثلا من الان به بعضی از چیز های زندگیم که فکر می کنم نمی دونم باید بهشون افتخار کنم یا مثلا احساس ندامت و پشیمانی و اینا و یا حتی خنثی !. یه وقتایی هم اول دچار افتخار میشی . به خودت به خاطر کلی از قضایا افتخار میکنی . ولی شب که می خوای بخوابی و به سقف خیره شدی می گی افتخار برای چی . هر آدم دیگه ای هم بود همین کار رو می کرد .بعد می گی نه ؛ خوب شرایط من فرق داشت و خیلی اینطوری و خیلی اونطوری و اینا . بعد این چرخه ی باید و نباید عین شمردن گوسفند ها قبل خواب عمل می کنه . صبح بلند می شی و مثل اینکه یادت نمیاد بین گوسفند شماره ی 123 خوابت برد یا گوسفند شماره 133 ؛ نمی دونی آخر باید افتخار می کردی یا نه ! حالا افتخار نه به این معنی که مجسمه ی خودت رو بسازی بذاری رو کنسول خونه یا مثلا توقع داشته باشی خیابونی اتوبانی به اسمت بزنن یا هر توقع بی جای دیگه ای. نه ...ولی یه وقتایی لازمه آدم کارهایی که کرده رو زیر و رو کنه . می دونی یعنی ببینی اون حرف اون عکس العمل اون نگاه یا هر چیز دیگه ای ؛ اگه برگردم عقب دوباره انجامش میدم ؟!

  • هیده ...

هه هه ؛ اصلا هم درد نداشت

جمعه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۰ ب.ظ



عکس از کانال Time to dream


من اونشب بعد از تمام اون لحظه هایی که از خنده اشک ریختم ؛ مطمئن شدم که یه وقتایی یه سکانس هایی از زندگی هست که عمیقا تو رو ناراحت می کنه . ناراحت می کنه و بهت درس های مهم تری برای بقیه زندگیت میده . درس هایی که باعث می شه کمتر تو زندگی ناراحت بشی و اون ناراحتی اولیه بهای یاد گرفتن اون درس هاست . قسمت مهمش اینه که درسی که باید رو ؛ بگیری و بعدش از همون لحظه ها اگر می شد ؛ لذت هم ببری. من  اونشب بعد از درسهایی که تو اون چند وقت گرفتم ؛ درست وسط همون جایی که باعث و بانی ناراحتیم بود اون قدر خندیدم که اشک تو چشام جمع شده بود و به نظرم این بهترین دهن کجی یی بود که می شد به تلخی های زندگی نشون داد .  



+شرکت رایتل یه طرح ویژه برای دارندگان بیمه تامین اجتماعی گذاشته که شامل یه سیم کارت رایگان و بسته های اینترنت و مکالمه می شه . خلاصه اینکه اگه بیمه دارید یه نگاهی بندازید شاید به دردتون خورد .

  • هیده ...

یک درس گرفته

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۲۳ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream


گذر زمان هیج وقت چیزی رو درست نمی کنه . گذر زمان فقط شناخت تو رو بیشتر می کنه . گذر زمان بهت فرصت میده فقط . گذر زمان بهت اجازه می ده آدم های اطرافت رو بهتر بشناسی و این شناخت اگرچه خوب هست ؛ ولی  لزوما خوب نیست . یه وقتایی شناخت واقعی آدم ها تو رو از اونا دور می کنه . یه وقتایی همین شناخت باعث می شه بفهمی  چه قدر به خودت ضرر مالی و جانی و عاطفی وارد کردی. بالاخره آدم برای یاد گرفتن هر چیزی باید بهای اونو بده . حالا یکی فقط بهای مالی میده ؛ یکی بهای جانی میده . یکی بهای عاطفی. یکی بهای زمانی.

  • هیده ...

کتاب های بیخودی بخوانید

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۵ ق.ظ


عکس از کانال time to dream


چند سال پیش که رفته بودم برای تولد مامان چند جلد کتاب بخرم ؛ وقتی اسم کتاب ها رو به فروشنده گفتم ؛ گفت " بی کارید اینا رو می خونید . یه سری اون سر دنیا نشستن یه چیزایی می نویسن ؛ شما هم می خونید باور می کنید " . یادم نیست اون روز جوابش رو چی دادم . ولی امروز می دونم که اون کتاب ها بیخود نمی گن . به سمت ِ هر چیزی بری ؛ همون به سمت ِ تو میاد . اصلا بیاید فرض رو بر این بذاریم که اونا بیخود هم می گن و هیچ قانون جذب و کائناتی وجود نداره . قبول .  سوال اول اینکه ؛ وقتی می تونیم با فکر های خوب ؛ حالمون رو خوب تر کنیم چرا این کار رو نکنیم و به همه ی نشدن ها و اتفاق های بدی که هنوز نیافتاده فکر کنیم ؟! سوال دوم اینکه ؛ اگه اینا واقعیت داشت چی ؟ اگه خیلی ها ازش استفاده کردن و سود بردن ؛ ولی ما به خاطر اینکه شاید الکی باشن رهاشون کردیم ؛ در حالی که می تونستیم داشته باشیمشون و  سرمون بی کلاه موند چی ؟



+ قشنگی خرید از دیجی استایل اینه که وقتی بسته رو باز می کنی  با یه سلام  و  لبخند خوشگل اون بالا روبرو می شی (: .

+من خودمم استثناهایی برای قضیه ی بالا چند بار تجربه کردم ؛ ولی بازم اون قدر کافی نیست که این سیستم رو کنار بذاریم .

  • هیده ...

نگفته ها

پنجشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۳۱ ب.ظ



همیشه چیزایی هست برای نگفتن . مثلا من یه کاری رو شروع کردم ؛ ولی خوب به خیلیا نگفتم . مثلا  به آقای الف . به آقای الف شاید اگه می گفتم خوب هم بود ؛ ولی نگفتم و نخواهم گفت . البته فک کنم خودش فهمیده . هیچی نمی گه و این عجیب ِ . البته  منم فهمیدم بین فلانی و فلانی یه چیزی هست ولی منم چیزی نمی گم با اینکه فهمیدم . اصلا یه وقتایی با اینکه فهمیدی نباید به روی خودت بیاری  . اینطوری بهتره . چند وقت پیش هم یکی اینجا یه چیزی بهم گفت ؛ منم یه چیزایی فهمیدم ولی به روی خودم نیوردم . اصلا من یه وقتایی یه چیزایی رو نمی گم ؛ یا به روی خودم نمیارم به خاطر اینکه باید کلی بعدش توضیح بدی . چی شد ؛ چرا اینطوری ؛ چرا اونطوری ؟ و من آدمی نیستم که از توضیح دادن به بقیه خوشم بیاد . یعنی کلی از  نگفتن هام  به خاطر ِ همینه . یعنی پارسال عید  این قدر توضیح دادم چرا دارم با آیندم اینطوری می کنم که می خواستم دانه به دانه موهام که براشون زحمت کشیدم رو بکَنم . البته نیمی از سوال هاشون به خاطر این بود که از برنامه ی اصلی من بی خبر بودن و من هیچی نگفته بودم راجع بهش ؛ ولی خوب اگه هم بهشون می گفتم قطعا سوال های دیگه  ای نه تنها برای عید که برای تابستون و پاییز و زمستون پیدا می کردن که بپرسن . حالا اگه کسی چیزی رو بهتون نگفته برید گوشه ی اتاق بشنید . چراغ ها رو خاموش کنید ؛ فکر کنید . مرور کنید . شاید یه جایی یه کاری ؛ رفتاری بوده که باعث شده دیگه به شما چیزی نگه .

  • هیده ...

چمدانی برای تمام عمر

جمعه, ۱ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۳۳ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream


همون قدر که تا غم و ناراحتی رو تجربه نکرده باشی ؛ نمی تونی قدر ِ لحظه های خوب زندگیت رو بهتر بدونی ؛ تا وقتی لحظه های ترس و از دست دادن رو تجربه نکرده باشی نمی تونی اون طور که باید قدر دان داشته هات باشی و به این فکر کنی که چه قدر بهشون احتیاج داری . چیزایی که فکر می کنیم حالا حالا ها داریمشون ؛ تو همون چند ثانیه زلزله بهت یادآوری می شه که می تونی به همین زودی دیگه نداشته باشیشون . چیزایی که تا همین دیروز می دونستیم خیلی با ارزش اند ولی درکشون نکرده بودیم . درسته همیشه و همیشه احتمال زلزله هست ولی تا وقتی یکبار تجربه نکرده باشی این ترس از دست دادن رو ؛ اون قدرا تو رو نمی ترسونه . تو همون کسری از ثانیه هم به خاطر هیجان بالا شاید هیچی نفهمی و خیلی چیزا از یادت بره اصلا . فراموش کنی دنبال چی بودی ؛ بدترین اتفاق این هفته  چی بوده ؟ فردا باید چی کار می کردی ؟ ناراحتی دو روز پیش به خاطر چی بوده ؟ منتظر چی بودم ؟ وقتی همه چی وایساد ؛ تازه به خودت میای و یه حجم خیلی بزرگ از سوال میاد تو ذهنت . اگه مرده بودم چی ؟  اگه مرده بودن چی ؟ اگه همه چی آوار شده بود چی ؟ باید اول کی رو نجات میدادیم ؟ اول باید دنبال کی می گشتم ؟ مهم ها زندگی های من کیا هستن ؟ چی تو این خونه و چهار دیواری برای من مهم بود که بخوام دنبالش بگردم و با خودم ببرمش یا بذارم کنارم  ؟اولین کسی که دنبال ِ من می گرده کیه ؟  اولین نفری که باید حالش رو بپرسم کیه و کلی سوال دیگه که هر کدوم دید تو به زندگی و الویت های زندگیت رو واضح تر می کنند .شاید بد نبود هر کسی یکبار در سال ؛یک  زلزله ی خفیف را تجربه میکرد ...



  • هیده ...

دوری و دوستی

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ب.ظ

از کانال رنگی رنگی


تو لحظه ی اول ترکیب ِ " دوری و دوستی " آدم رو یاد دوستی هایی می اندازه که کیفیتش کم بوده یا کم شده . یه جورایی که انگار نبودنش بهتر از بودنشه . ولی الان منظور من یه چیز دیگه اس . از همون دوستی هایی که شاید سال به سال ؛ ماه به ماه هم حضورش پر رنگ نشه ولی وقتی پر رنگ می شه گیگا بایت گیگابایت ؛ کیلوگرم کیلوگرم ؛ لیتر لیتر ؛ یا هر معیار دیگه ای در حد و اندازه ی زیادش ؛ به آدم انرژی خوب می ده . مثلا وقتی  آدم ِکتابخونه (!) می شی هر روز صبح آدم هایی رو می بینی و سلام علیک می کنی . هفته ی بعد شاید خداحافظی هم کنی ؛ سه هفته بعد تو تایم ناهار شاید کنار هم باشید . دو ماه بعد صندلی خالیش برات نگران کننده می شه . سه ماه بعد از دور سلام علیک می کنی . چهار ماه بعد وقتی زود می خواد بره باقی مونده ی آب جوشش رو بهت پیشنهاد میده .پنج ماه بعد مطلب خوب و مفید برای امتحانت رو بهت نشون میده .  ماه ها همینطوری می ره جلو و هر کدوم بیشتر و بیشتر سرشون گرم می شه . همه چیز تموم می شه . من امتحان خودم رو می دم . اون امتحان  خودش رو . شاید سال بعد ؛ دوباره همو توی کتابخونه دیدیم و سری برای هم تکون دادیم ؛ اما این بار محکم تر همراه با یه لبخند پر رنگ تر .



  • هیده ...

خودتی یا چی ؟

چهارشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۵ ق.ظ


همیشه و همیشه برام مهم بود یا دوست داشتم که آدم های اطرافم خودشون باشن . یعنی اینکه ادای آدم های روشنفکر ؛ ادای کسی که کافه رفتن رو دوست داره و هر ادای دیگه ای در نیارن . هر چیزی رو که می گه واقعا همون باشه . حتی خودمم سعی می کردم همیشه خودم باشم . همین  خودم با تمام علایق و سلیقه ها تو هر زمینه ای. با همین عکس العمل هام وقتی خوش حال یا ناراحت می شم . با همین عقایدی که دارم . اما چند روز پیش وقتی داشتم برای یه عکس ؛ دنبال یه متن خوب می گشتم ؛ یهو به این فکر افتادم که همیشه هم خودمون بودن خوب نیست . هست ؟ مثلا کسی که ذاتش با کینه و دروغ پر شده ؛ واقعا خوبه که همیشه خودش باشه ؟ یا کسی که دغدغه ی زندگیش چیزای خوبی نیست واقعا خوبه که همیشه خودش باشه و بقیه رو با خواسته هاش اذیت کنه . این داستان هم ؛ همون داستان  ِ " بودن یا نبودن " شد برام . یه وقتایی باید تشکر کنیم از بعضیا به خاطر اینکه " شبیه خود ِ واقعیشون نیستن ". 

  • هیده ...

اصلا همه ی ته دیگ سیب زمینی ها برای تو

جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۱ ب.ظ



چندین سال پیش ؛ وقتی تو ترافیک پشت ِ چراغ قرمز بودیم ؛ ماشین کناری اون قدری پر بود که چند نفری رو پای همدیگه نشسته بودن و بر عکس تو ماشین ما ؛ فقط ما سه نفر بودیم . من و بابا و مامان . سرنشین های ماشین ها بهم لبخند زدیم . شاید ؛ شاید ؛  بعضی از سرنشین های اون ماشین هم داشتن فکر می کردن که کاش کمتر بودن یا مثلا یه ماشین دیگه داشتن . دقیقا این نمایی بود که از یه تک بچه داشتن . ماشینی که تمام فضای صندلی های عقب متعلق به تنها فرزند خونه است و در ادامه ی این نما ؛ تمام خوراکی های خوشمزه ی خونه ؛ تمام اسباب بازی ها و تمام هر آنچه که می خوان و جالب اینجاست که این فقط یه  فرض نیست ؛ بوده که بهم گفتن خوش بحالت که همه چیز ها فقط  برای توئه . ولی واقعا این اینطوریه ؟ یعنی واقعا این کافیه  ؟ باور کنید نیست . باور کنید که نه تنها کافی نیست ؛ بلکه واقعا هیچی نیست .




+می خواستم یه سری توضیحات و درد دل دیگه هم بنویسم برای اینکه " چرا تک بچه ها رو با لوس بودن " می شناسن بعضیا ولی نمی دونم چرا پاکش کردم  . ولی امیدوارم هر کسی این باور و شوخی مسخره رو تو ذهنش داره ؛ سعی کنه بزرگ شه و دیگه اینطوری فکر نکنه . نه به خاطر اینکه منم یه تک بچه ام ؛ به خاطر اینکه کلی مثال نقض برای این قضیه اطرافم دیدم و این صرفا یه فقر ِ فرهنگی محسوب می شه .

+امروز یه خرده بیشتر از یه خرده استراحت کردم  ؛ و این صرفا یه پیش جایزه بود برای خودم برای شروع پروژه ی سنگین پیش روم |: .ویش می لاک و این حرفا !



  • هیده ...