از چشم ها بخونیم

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بعضی آدما» ثبت شده است

دعا کنید زنده بمونم

يكشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۸ ب.ظ

Картинка с тегом «aesthetic, cafe, and korea»



می گن از هیچی بدت نیاد چون سرت میاد ! می گن . منم نمی دونم چه قدر درسته ! ولی خوب من از این نامه بازی های اداری بدم میاد . خیلی بدم میاد ؛ حالا انگار بقیه خوششون میاد !! . بعد بالاخره در روند زندگی این شتریه که چند باری دم ِ خونه ی هر کسی می خوابه و اتفاقا قراره این شتره بیاد دم خونه ما  پناهندگی بگیره |: .

هفته ی پیش یه نامه بازی رو شروع کردم ؛ شبیه یه بازی کثیف |: . ولی خوب اگه نتیجه بده که نه تنها کثیف نیست که همانا از طیب و پاک ترین بازی هاست . ولی خوب اگه نتیجه بده . یعنی حقیقتا خودم که خیلی امیدوار نیستم ولی خوب بهتر از همینطوری نشستنه . امروز رفتم یه خرده پیگیری کردم دیدم تا نصفه ی راه خوب رفتیم ها . اون نصفه ی دیگه رو موندیم.

بعد من امشب باید یه خبری رو به یه عده ای می دادم . خبری که نشون میداد به کارشون اضافه شده ولی خوب کاریه که شده و نه دست ِ من که دست ِ هیچ کس نبود کمتر یا بیشتر کردنش ولی باورتون می شه من یک ساعت داشتم فکر می کردم چطوری بگم که اینا منو تیر بارون نکنند؟ ! چیزی که کم و زیاد کردنش دست ِ من نبود و نیست و نخواهد بود جز اینکه امروز برای هماهنگ کردنش کلی اسیر شدم و کلی نامه بازی کردم . گفتم و سعی کردم به تیر های پرتاب شده جاخالی بدم . اولش گفتم جواب پیام ها رو ندم ولی از اون جایی که سین کردن و جواب ندادن رو بدترین کار ِ ممکن تو روابط اجتماعی می دونم ؛ جواب دادم |: .
  • هیده ...

دنیای صفر و یک

پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۴۵ ب.ظ






فیلم Her رو چند وقت پیش دیدم . خوب راستش اولین چیزی که تو همون سکانس های اول فیلم برام عجیب بود این بود که مگه می شه یکی دیگه از طرف من برای یکی دیگه از عزیزان من نامه بنویسه ؟! آخه حق ِ مطلب اینطوری ادا نمی شه که !  اصلا فایده نداره یعنی . یادتونه گفتم نوشته ها هم انرژی دارن . خوب اینطوری انرژی های یکی دیگه منتقل می شه و من که فرستنده ی اصلی نامه هستم هیچی به هیچی . اون متن وقتی به قلب طرف می شینه که من خودم کلمه ها رو انتخاب کنم کنار هم بذارم . مثل وقتایی که برام پیام تبریک میاد . اکثرا پیام های نوشته شده ی خود ِ فرستنده خیلی خیلی بیشتر برام دوست داشتنی ِ تا پیام های کپی پیست از کانال ها .
حالا این به کنار ...
واقعا می شه ادم عاشق یه سیستم عامل بشه ؟! نمی دونم ....شاید اون قدری پیچیده تر از این حرفاس که بشه در موردش حرف بزنم .
  • هیده ...

من امشب مطمئنم و خوش حال

دوشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۵۲ ب.ظ



 بعضی وقتا واکنش بعضیا ؛ بهت ثابت میکنه درست فکر می کردی یا نه ؛یا دست کم کمکت می کنه درست فکر کنی .این خیلی خوبه حداقل برای بعضی چیزا مطمئن باشی .





+  کسی هست زبان انگلیسی خونده باشه ؛ یا مثلا به رفرنس های زبان انگلیسی و کتب رفرنس اون ؛ علی الخصوص لغت زبان آشنایی داشته باشه  و ما را به راه راست هدایت کند ؟! ممنون  می شم (: .


++ بی شک این ماه رکورد پر مکالمه ترین ماه ؛ تمام ماه های مشترک گرامی بودنم رو خواهم زد .


  • هیده ...

فرکانس مورد نظر از شبکه خارج شد

شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۴۷ ب.ظ




من به انرژی ها اعتقاد دارم ؛ اون قدری که به نظرم می تونن معجزه کنند . حتی اگه به صورت لایو و زنده دریافتشون نکنی و از طریق فیبر های نوری از کیلومتر ها دورتر به سمت تو بیان ؛ یا حتی وقتی که از طریق دست هامون به صفحه کلید می رسن و از طریق چشم هامون دریافت می شن . هیچ کدوم از اینا از انرژیشون کم نمی کنه . برای همین صدای جیغ خوش حالیش وقتی واقعی باشه حتی از شهر و دیار دیگه ای هم با همون وضوحی به جونت می شینه که در فاصله 30 سانتی تو یه کافه ؛ می تونستی بشنویش ؛ برای همین انرژی شادی های الکی هم به همون وضوح می تونن به جونت بشینن و مطمئن شی اینا صرفا تعارف های الکی هستن که برای خالی نبودن مکالمه ها گفته می شن . همه ی ما می فهمیم . همه ی ما . فقط گاهی به روی خودمون نمیاریم و با لبخند رو انرژی های خوبی که دریافت کردیم تمرکز می کنیم ...


+ الهام گرفته از تماس تلفنی امروز .

  • هیده ...

از بدترین کافه ی شهر به بهترین کافه

شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۹ ب.ظ



عکس از کانال Time to dream



یه قضیه ای بود که من ترجیح دادم جز به چند نفر به کسی چیزی نگم به هزار و یک دلیل که دلایلم برای خودمم کاملا قانع کننده بود و هست . بعد یک نفر رو مجبور شدم براش در مورد اون قضیه توضیح بدم و توقعم این بود که به کسی چیزی نگه ؛ اما امروز بعد چند وقت از اون  قضیه فهمیدم تقریبا همه ی آدم های اطرافم از اون قضیه خبر دارن ! درسته من نگفته بودم بهش که به کسی چیزی نگو ؛ ولی به نظرم واقعا لزومی هم نداشت بره بگه . خوب آدم هر چیزی رو برای هر کسی که نباید توضیح بده و تعریف کنه که .البته اینم یکی از چالش هایی ِ که باید باهاش روبرو می شدم و چه بهتر که باهاش روبرو شدم حتی. چالش اینکه سعی کنی آدمایی که باهاشون راحت نیستی ؛ افکارشون ؛ افکارت رو اذیت می کنه ایگنور کنی.امروز برای دقایقی حس کردم واقعا چه حس خوبیه وقتی چند نفر رو ایگنور کردم . همین که سعی کنی برای هر کسی هر چیزی رو توضیح ندی .  یعنی تو برای چیزی که تاثیری رو زندگی بقیه نداره ؛ به هیچ وجه موظف نیستی به کسی توضیحی پس بدی . 



+ چطوری کنکوری ؟ از این رهایی استفاده کنید فعلا . همین و بس (: .

+عنوان به نظر خیلی بی ربط میاد ولی واقعا اینطوری نیست :دی.


  • هیده ...

انرژی بدهید و انرژی بگیرید ؛ اما اسراف نکنید

پنجشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۵۷ ب.ظ



عکس از کانال بایکوت




من تقریبا اتفاق های جالب ؛ هیجان انگیز و حتی گاهی غم انگیز روزم رو برای مامانم یا گاهی وقتا مامان و بابام تعریف می کنم. اما بعضی چیزا هست که ترجیح میدم نگم . به هزار و یک دلیل . مثلا وقتی دلم از کسی می گیره و مامانم اینا اون آدم رو می شناسن . نمی گم . نمی گم. نمی گم ولی یه جایی می رسه دیگه حوصله ام سر می ره خسته می شم به مامانم می گم حالا گاهی با ذکر نام گاهی بدون نام !. مثلا امروز عصری که از بیرون اومده بودم و با همون لباس های بیرون رو مبل ولو شده بودم  ؛ داشتم به مامانم می گفتم  " به فلانی اینا هم گفتم و اونا هم اینطوری گفتن . خیلی ناراحت شدم .اون قدری که من حواسم هست کاری نکتم اونا از من دلخور نشن ؛ اونا اصلا حواسشون نیست . "  واقعا برام سنگین تموم می شه وقتی من این قدر انرژی می ذارم ولی هیچی انرژی نمی گیرم . بعد بدترش اینه نمی تونم انرژی نذارم . یعنی هی یادم میره . ناخودآگاه یه کارایی می کنم که قاعدتا دیگه نباید بکنم . ناخودآگاه دل می سوزونم ؛ حواسم بهشون هست ؛ حواسم هست کم کاری هاشون به چشم نیاد. خیلی وقتا خیلی کارا کردم که اونا نرن زیر سوال . نمی گم من خوبم اونا بد . نه . می گم من دیگه زیادی انرژی هام رو هدر دادم. حتی همین الانم که اینا رو دارم می نویسم می تونم پیش بینی کنم شاید همین روند دوباره از شنبه شروع شه و این بده. این اخلاق ؛ اخلاقی خوبی نیست . اینکه اجازه بدی بقیه ازت سوء استفاده کنن اصلا خوب نیست. اینم یه جور سوء استفاده اس به نظرم . این اخلاق ِ بد ِ من و امثال منه . اخلاقی که باید یاد بگیریم کنارش بذاریم .

اما امروز یه اتفاق دیگه هم افتاد که شاید اینم هیچ وقت ِ هیچ وقت به مامانم و حتی بابام هم نگم . اینکه یهو وسط یه کوچه تو یه محله مسکونی ؛ فکر کردم پشت سرم ترقه انداختن ولی بعدش دیدم دارن یکی رو تعقیب می کنند و تیر اندازی هم می کنند !  من فقط شنیدم موتوریه داد زد بزن کنار و با تفنگش از بغل ما رد شد |: . عین خود فیلم ها |: .

  • هیده ...

تو که در دل یخ زدن شعله می گذاری

شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ب.ظ


عکس از کانال بنفشیات


تو کانال های تلگرامی تیکه هایی از یه کتاب رو می ذارن . تیکه هایی که حرفی برای گفتن داره . می خونی ؛ خوشت میاد . میری کتاب رو می خری  . 50 صفحه اول ؛ 50 صفحه دوم ؛ حتی به 5 صفحه سوم هم می رسی اما می بینی کتاب ؛ اون کتابی که تو فکر می کردی نیست . یعنی فقط همون چهار پنج خطی که تو کانال بود و خوندی ؛ تو رو جذب کرده بود و بقیه ی کتاب اصلا به سلیقه ی تو هیچ ربطی نداره .
آدما هم همینطوری اند . مثل تیکه های قشنگ از یه کتاب . هیچ تضمینی نیست که وقتی روز های بیشتری با اونا بگذرونی ؛ اونا رو مثل همون روز اول جذاب و دوست داشتنی بدونی . حتی شاید هر چی جلو تر بری به قسمت های تاریک تر شخصیت اونا برسی . قضاوت آدما ؛ زندگی ِ آدما از روی عکس های پروفایل ِ تلگرام و پست ها و اینستاگرامشون درست مثل خوندن تیکه های قشنگ ؛ یا حتی زشت از یه کتابه . می تونه بطن ِ زندگیشون قشنگ تر یا حتی زشت تر از اون قابی باشه که ما دیدیدم .
رامگا تو کانال تلگرامش از " آدم ها امن " نوشته بود . من نشستم با خودم حساب کردم . نشستم حساب کردم  هدف هام رو به کی گفتم ؛ از ترس هام برای کی گفتم . موقع مشورت با کی حرف زدم .موقع درد و دل با کی حرف زدم . برای کی غر زدم .  موقع خوشی هام با کی حرف زدم . از نرسیدن هام با کی حرف زدم . برای کی از دوست داشتنی هام بدون هیچ کم و کاستی حرف زدم . من آدم امن خودم رو پیدا کردم . شما هم دنبال آدم امنتون بگردید و محکم نگهش دارید .



+ اگه من تو زمستون اینطوری سرما خورده باشم  به خدا |: . از صبح این قدر بی حال بودم که حالا می فهمم چرا . الان دیگه قشنگ تمام بدنم درد می کنه . چشام دو دو می زنه و این یعنی تب دارم . گلوم و تمام غدد لنفاوی حومه ی گلوم هم درد می کنه |: . حتی الان فهمیدم سرم هم درد می کنه |: .

+ عنوان از آهنگ " آغوش " از گروه چارتار .
  • هیده ...

بهار و پاییز؛ رنگی ترین فصل تقویمم

يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۲۱ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream


هر سال همین موقع ها ؛ تقویم سال ِ بعد دستم رسیده . یکی از کارهایی که این روزا این وقتا انجام میدم اینه که تاریخ های مهم رو از روی تقویم سالی که گذشت تو  تقویم سالی که داره میاد علامت می زنم ؛مثلا تولد ها . امشب موقعی که داشتم تاریخ ها رو علامت میزدم به اسم هایی رسیدم که نمی دونستم باید این تاریخ برام تو سال بعد مهم باشه یا نه . بعضیا رو دیگه علامت نزدم ؛ بعضیا رو نوشتم اما می دونم احتمال اینکه اون روز به کسی تبریک بگم خیلی کمه . بعضی تاریخ های جدید هم تو تقویمم علامت دار شد. بعضیا تازه از راه می رسن ؛ بعضیا از ما جدا می شن ؛ اما بعضیا از تقویم چندین سال پیش محکم سرجاشون هستن و ما هم پر رنگ تر علامت می زنیم تاریخ تولدشون رو .



  • هیده ...

آرزویی که آتیش گرفت

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۰ ب.ظ

Image result for ‫بالن آرزو ها‬‎

عکس از گوگل


می گن برای شناخت آدما باهاشون سفر برید یا معامله کنید . گزینه سوم از نظر من قطعا می تونه " باهاشون همکار بشید " باشه . اون موقع است می تونید وقتی منافع مالی یا غیر مالی مطرح می شه ببنید طرفتون چطور آدمیه . اون موقع که همه خسته و داغونید می تونید بفهمید چه قدر یه نفر ؛آدم ِروز های سخته . اون موقع که گیر کردی می فهمی یه نفر چه قدر همراه ِ . اون موقع می تونید خیلی نرم از کنار بعضیا دور شید ... خیلی آهسته  . مثل بالون آرزویی که امشب فرستادید هوا ؛ آهسته و پیوسته دور شید . دور شید تا صدای انفجار ترسناک بودن بعضی آدما بیشتر از این استخوان های گوش میانی رو آزار نداده .



+ عنوان ؛ اشاره به بالن های سوخته و هوا نرفته ی امشب .
  • هیده ...

دعاهامون جواب داد

چهارشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۰۵ ب.ظ


عکس از کانال topcapture


سوشال مدیا فقط همین که من از این سر دنیا؛ با آدمی از اون سر دنیا که تا حالا همدیگرو ندیدیم ؛ داشتیم برای موضوع مشترکی دعا می کردیم.

  • هیده ...