از چشم ها بخونیم

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «برداشت آزاد» ثبت شده است

برسد به دست او

شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۲۸ ب.ظ
Read!





حقش بود اداره ی پست یه کد پستی داشت ؛ ناشناس . بدون گیرنده ی حقیقی و حقوقی . یه نفر بود اونجا فقط خواننده ؛ بی طرف که فقط چشم هاش خواننده ی نامه ها بود  . 
برای وقتایی که لازمه یه سری حرفا رو بزنیم ولی نمی شه  .برای وقتایی که  یه حرفایی مونده روی دلمون و نمی ذاره شبا بخوابیم . برای وقتایی که ناراحتیم که نشد توضیح بدیم  .
  • هیده ...

یا گزینه ی سومی هم هست ؟

يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۵۷ ب.ظ

Фотография



تریسی شوالیه می گه :


من تمام زندگیمو صبر کردم تا یه اتفاقی بیفته . حالا فهمیدم که هیچ اتفاقی نمی افته؛ یا این که اتفاق افتاده و درست تو اون لحظه من چشمهام رو بسته بودم .

نمی دونم کدوم بدتره . این که از دست داده باشمش یا اینکه بدونم چیزی برای از دست دادن وجود نداشته ...

  • هیده ...

یا حتی اُورلپ

شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۴۵ ب.ظ





تا حالا به این فکر کردید چه قدر مجازی هستید و چه قدر واقعی ؟
  • هیده ...

دنیای صفر و یک

پنجشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۴۵ ب.ظ






فیلم Her رو چند وقت پیش دیدم . خوب راستش اولین چیزی که تو همون سکانس های اول فیلم برام عجیب بود این بود که مگه می شه یکی دیگه از طرف من برای یکی دیگه از عزیزان من نامه بنویسه ؟! آخه حق ِ مطلب اینطوری ادا نمی شه که !  اصلا فایده نداره یعنی . یادتونه گفتم نوشته ها هم انرژی دارن . خوب اینطوری انرژی های یکی دیگه منتقل می شه و من که فرستنده ی اصلی نامه هستم هیچی به هیچی . اون متن وقتی به قلب طرف می شینه که من خودم کلمه ها رو انتخاب کنم کنار هم بذارم . مثل وقتایی که برام پیام تبریک میاد . اکثرا پیام های نوشته شده ی خود ِ فرستنده خیلی خیلی بیشتر برام دوست داشتنی ِ تا پیام های کپی پیست از کانال ها .
حالا این به کنار ...
واقعا می شه ادم عاشق یه سیستم عامل بشه ؟! نمی دونم ....شاید اون قدری پیچیده تر از این حرفاس که بشه در موردش حرف بزنم .
  • هیده ...

تهرانم داره شلوغ می شه دوباره

دوشنبه, ۶ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۳۱ ب.ظ


.عکس از کانال Time to dream

.

.

.

+

-

+

-

+

- بهتون خوش بگذره  (: .

+ جات خیلی خالیه . همه هم می گن .

- مرسی . اینجا هم به من داره خوش می گذره  .


و آلارم رو برای ساعت 6 صبح تنظیم می کنه و می خوابه !





  • هیده ...

کف ِ مطالبات از 1397

دوشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ب.ظ



برکت به خوبی ها و آرامش و شادیمون . برکت به حال ِ خوبمون . برکت به دوستی های خوبمون . گرم موندن خانواده هامون . بودن عزیزانمون کنارمون .خنده های از ته دل . آشنایی و  قرار گرفتن آدم های خوب تو این سال سر راهمون . پیشرفت های بزرگ درسی و کاری . کمک کردن به هم نوعمون . خوب کردن حال ِ بقیه . برکت به پول هامون . رسیدن به آرزوها و هدف هامون  .مفید بودنمون .  شفا یافتن اونایی که تو بیمارستان لحظه های سختی دارن . تموم شدن انتظار چشم انتظار دارها .رهایی زندانی های که نباید زندان باشن؛ رهایی اونایی که ناخواسته دچار اعتیاد شدن ؛ سلامتی اونایی که ناخواسته دچار بیماری های خاص شدن  ؛  بزرگ تر شدنمون در عین ِ مسن تر شدنمون . تجربه های خوب  . خاطره های خوب.  امنیت و حال ِ خوب و آرامش و آرامش و آرامش برای همه ی اونایی که لایق آرامش اند .




+ عزیزی امروز رفته تو کما . در کنار دعا برای بقیه ؛ برای اونم دعا کنید لطفا.

+تازه خواسته هام رو خیلی خلاصه گفتم برای کائنات  .

+ طرح عیدانه کتاب ؛ 20 درصد تخفیف برای خرید کتاب ؛ تا 12 فروردین تو کتاب فروشی های عضو این طرح ادامه داره .

  • هیده ...

من و خودم دوتایی

سه شنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۵۸ ب.ظ

دختر رنگی

عکس از دیوار رنگی

هی من ؛ این خودم رو احضار می کنم دادگاه . هی خودم رو می فرستم پشت ِ تریبون خاطی و مادر ِ درونم می ره وایمیسته پشت میز ِ قاضی. هی من ِ مظلوم رو محکوم می کنه و می کوبه رو میز . هی من ِ مظلوم سرم رو می اندازه پایین و به خیلی چیزا اعتراف میکنه .

هی بلند بلند اعترافات ِ خودم رو تف می کنه تو صورتم و من ِ مظلومم چونه اش رو می چسبونه به قفسه سینه و اعتراف می کنه . اعتراف می کنه که ته ِ ته ِ ته ِ دلش ؛ اون ته ؛که جای سوزن انداختن هم نی ؛ خوش حال بوده که با اون اتفاق بد شاید به یکی از خواسته هاش می رسیده . من ِ مظلومم سریع گفت که ؛ با این وجود هیچ وقت ِ هیچ وقت راضی نبوده که هم چین اتفاق بدی بی افته . اما مادر ِ درونم معتقد ِ که حتی بهش فکر هم نباید می کرده !

من ِ مظلومم می گه که دلش نمی خواد برای فلانی کادو بخره ؛ می گه خوب از فلانی ناراحت ِ . ولی خوب مجبورِ  و می خره؛  ولی خوب چیزی که واقعا دوست داشته باشه هم رو شاید نخره . مادر ِ درونم می گه " همیشه باید خوب بودن رو از خودت شروع کنی . پس خوب باش . " من ِ مظلومم می گه اخه ...

من ِ مظلومم هی اعتراف می کنه ... هی اعتراف می کنه ؛ مادر درونم هم هی محکوم !

این روزا زیاد خودم رو می فرستم دادگاه !



+ وقتی به دوچرخه سواری دیشب ؛ اونم بعد کلی سال فک کنم . لبم از خط صاف به یه منحنی تبدیل می شه .

  • هیده ...

از سری ببینید و بشنوید ها

شنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۲۹ ب.ظ
می گفت ترس هاتون رو بالا بیارید - من تو دلم اعتراف کردم - تنبلی مادر همه بد بختی هاست که احترامش واجب یا نه ؟- زندگی آدما شبیه دومینو ئه - پس اون جمله ِکه می گه " خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند " چی ؟ - وقت نمی شه برم دانشگاه- سرد شده - برف می اومد- وسوسه - هرگلی زدی به سر خودت زدی - آهنگای خوب- گفت : دنبال ِ خوشی های کوچیک باشید -عکسای یهویی و یواشکی- آدم باید راه خودش رو پیدا کنه -inside out ببینید - اعتراف کردن خیلی سخته - به خودمون دروغ نگیم . خشکی ِ هوا و خشکی پوست و خشکی ِچشم!

+عکسای اینجا رو دوست دارم ؛ کپشن هاشون رو هم - کانالشون هم خوبه ؛ آهنگ هاشون : اینجا .
+کانال اینجا هم بد نیس ؛ ولی به خوبی قبلی نیس : اینجا .
+کانال اینجا آهنگ زیاد می ذاره : اینجا.
+آهنگ منتخب امشب : اینجا .
+نمی دونم پیج ها رو قبلا گفته بودم یا نه و اینکه ؛ پیج هاشون رو گذاشتم ولی لینک کانال ها تو قسمت بیو پیج هست (: .

  • هیده ...

بفروشیم بریم خارج

پنجشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۵۳ ب.ظ


اولش زده بود به سرم که کلهم همه چی رو پاک کنم ؛ اصلا سیم ِ آخر . ایسنتا ؛ تلگرام ؛ اینجا و غیره و ذالک . ولی خوب دیدم نمی شه . تلگرام لازم ِ برای کارای دانشگاه و بعضی کارا ؛ اینستا برای وقتایی که دارم دق می کنم خیلی خوبه ؛ حواسم رو پرت می کنه . اینجا برای حرفایی که مونده رو دلم . پس این گزینه رد  شد .
گفتم بزنم بیرون از خونه . برم یه هوایی بخورم ؛ دیدم می شه ژانر این بچه لوس ها . فک می کنند قهر کردم مثلا . البته اتفاقی هم نیافتاده ها که بخوام قهر کنم. جاست نید فرش ایر .  من ادم قهر قرویی نیستم . حداقل سعی کردم نباشم . پس اینم رد شد .
گفتم با فلانی اینا برم بیرون یه بادی بخوره به کله ام دیدم اصلا فلانی اینا هیچی .... چه قدر من تحویل بگیرم اونا تحویل نگیرن . لابد دوست ندارند دیگه . پس اینم رد شد .
حالا مونده چه گزینه ای ؟! هیچی . همین طوری خیره شیم به دوربین فعلا .
اتفاق ِ خاصی نیافتاده . نه شکست عشقی خوردم . نه بهم خیانت شده ؛ اتفاقا دیشب خیلی هم خوب بود . دیشب کلی خندیدیم . دیشب کلی سلفی گرفتیم و تو عکسا شکلک در آوردیم .دیشب ذوق زده شدن میم از کادو هایی که براش خریده بودیم عالی بود . من صرفا پوکیدم . خسته شدم .مثلا هی فلانی اومد از فلانی گله کرد ؛ من مجبور بودم لال بشم و نگم بابا تو خودت پدر ِ همه ی فلانی ها رو در آوردی که ؛ من جمله خودم . خسته از خیلی چیزای دیگه.



* بفروشیم بریم خارج ؛ یه لفظ ِ . نه راه حل .
* هر چیزی رو مسخره کنیم ؛ بدی کسی رو بگیم ؛ سرمون میاد . این خط این نشون . من خودم سرم اومده که می گم ها .  اسمایلی عذاب وژدان .تازه من خیلی به این قضیه معتقدم و حواسم بوده .
*گزینه ی اول که رد شد ؛ ربطی به پوکیدن نداشت البته :دی. اون دلیل دیگه ای داشت .
*یه مطلب خوب از اینجا بخونید .

  • هیده ...

وی اسکُرود آپ

سه شنبه, ۱ دی ۱۳۹۴، ۰۲:۴۱ ب.ظ
عکسی که سوژه روز دنیا شد


دیشب وقتی یه دقیقه ی بیشتر ِشب ِ یلدا هم گذشت ؛ وقتی عکس ها رو دونه دونه نگاه می کردم و می خندیدم .وقتی از تو عکس ها سوژه پیدا کرده بودم و عکس رو کراپ کردم و براشون فرستادم و استیکر مردم از خنده فرستاده بودن ؛ وقتی عکس ِ دسته جمعی خانوادگی رو دیدم و خوش حال بودم که چه قدر خوبه این عکس رو داریم و چه قدر خوبه همه هستن تا عکس کامل باشه ؛ به خودم اومدم .

راستش اولش یه چیزای دیگه با همین مضمون نوشته بودم و وارد جزئیات هم شده بودم  اتفاقا؛ ولی خوب تا دوباره دست زدم به لپ تاپ ؛ یهو خاموش شد . پس همه چی پرید ؛ دوباره که روشنش کردم نظرم عوض شد . گفتم بذار اونا رو ننویسم و قضاوت رو بذارم به عهده ی خواننده . چون اگه بگم فلان دوباره ادامه اش باید توضیح بدم که البته منظورم اون نبود ها ؛ اون فرق داره . یا اگه بگم فلان؛ دوباره باید توضیح بدم که اتفاقا منظورم این نبودها و الی آخر؛ بعد بعید هم می دونم حق ِمطلب با این جملات ناقض  ادا شه . پس صرف نظر کردم که توضیح بدم . خودتون یه خرده به عکس ِ نگاه کنید و فکر کنید (: .

+ کسی می دونه چرا وقتی هرازگاهی به لپ تاپ دست می زنم یهو خاموش می شه |: . برق دارم آیا ؟!

  • هیده ...