از چشم ها بخونیم

۲۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «از مجازی های دیگه» ثبت شده است

نمایشی برای دلبر

پنجشنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

Image result for ‫شرقی غمگین‬‎




"من دیگه عاشق نمی شم. ولی همش دلم می خواد یکی باشه."



 دیالوگ بالا که بخشی از نمایشنامه ی " شرقی غمگین " است ؛ دقیقا بدترین اتفاقیه که در آخر خیلی از داستان های واقعی هم پیش میاد .




  • هیده ...

کتاب های بیخودی بخوانید

يكشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۱۵ ق.ظ


عکس از کانال time to dream


چند سال پیش که رفته بودم برای تولد مامان چند جلد کتاب بخرم ؛ وقتی اسم کتاب ها رو به فروشنده گفتم ؛ گفت " بی کارید اینا رو می خونید . یه سری اون سر دنیا نشستن یه چیزایی می نویسن ؛ شما هم می خونید باور می کنید " . یادم نیست اون روز جوابش رو چی دادم . ولی امروز می دونم که اون کتاب ها بیخود نمی گن . به سمت ِ هر چیزی بری ؛ همون به سمت ِ تو میاد . اصلا بیاید فرض رو بر این بذاریم که اونا بیخود هم می گن و هیچ قانون جذب و کائناتی وجود نداره . قبول .  سوال اول اینکه ؛ وقتی می تونیم با فکر های خوب ؛ حالمون رو خوب تر کنیم چرا این کار رو نکنیم و به همه ی نشدن ها و اتفاق های بدی که هنوز نیافتاده فکر کنیم ؟! سوال دوم اینکه ؛ اگه اینا واقعیت داشت چی ؟ اگه خیلی ها ازش استفاده کردن و سود بردن ؛ ولی ما به خاطر اینکه شاید الکی باشن رهاشون کردیم ؛ در حالی که می تونستیم داشته باشیمشون و  سرمون بی کلاه موند چی ؟



+ قشنگی خرید از دیجی استایل اینه که وقتی بسته رو باز می کنی  با یه سلام  و  لبخند خوشگل اون بالا روبرو می شی (: .

+من خودمم استثناهایی برای قضیه ی بالا چند بار تجربه کردم ؛ ولی بازم اون قدر کافی نیست که این سیستم رو کنار بذاریم .

  • هیده ...

Night call

سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۰۷ ب.ظ



عکس از کانال Time to dream



رامگا خیلی خوب می گه . "و من هیچ وقت ادم تصمیم های احساسی نبودم. "



+تناقص یعنی عنوان و مطلب ِ همین پست .

+عنوان : اشاره به اهنگ Night call

+برای گوش هامون : Another love

  • هیده ...

شامپو کفش

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ب.ظ


عکس از کانال cafe dialect



یادمه برای موهام رفتم یه شامپوی خوب و گرون خریدم . شامپو به موهام و سرم نساخت . دیگه هیچ وقت از اون شامپو به موهام نزدم اما اون شامپو هنوز تو خونه اس و داره تموم می شه . از اون شامپو استفاده می شه اما نه برای شستن موها . برای شستن لباس های حساس ؛ برای شستن کفش ها . اون شامپو هنوزم هست ؛ هنوزم داره کف می کنه و می شوره . اما هیچ وقت قرار نبوده که کفش بشوره  . شاید اگه شامپو ها هم پا داشتن هیچ وقت راضی نمی شدن تو خونه ای بمونن که به جای مو باهاشون کفش بشوری . موندن ما  هم تو بعضی جاها و شرایط درست عین خود ِ همین شامپو هاست . اینکه یه جا بمونی و کف کنی ؛ چون کارت کف کردن ِ به این معنی نیست که جای درستی وایسادی . یه وقتایی باید بری . جمع کنی و بری .



+دیشب که داشتم مطالب کانال ِ صابر ابر رو می خوندم ؛قشنگ حس کردم که خوش حالی یعنی بتونی حست رو بنویسی . یه وقتایی خوندن یه سری نوشته ها این حس رو بهت القا می کنه اون آدم چه حس خوبی داشته وقتی اینا رو نوشته . حس ِ خوب نه اینکه یعنی اون نوشته روایت گر یه اتفاق ِ خوب ِ ؛ یعنی اینکه حس ِ خوبیه بتونی حست رو تو کلمه ها جا بدی . اینو وقتی درک می کنی که نتونی بنویسی . آدمی که نوشتن رو تجربه کرده ؛ سخته که نتونه بنویسه . به قول ِ نیکولا .



  • هیده ...

چه باشد راه ؛ به جز بیگانگی کردن

چهارشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ب.ظ

34375850d6cc86730d8b6715443e7198


عکس از دیوار رنگی


داشتم فکر می کردم عامل ِ نصف بیشتر ِ  شکست های عشقی این ِ که بعضیا فرق ِ بین ِناز کردن و نخواستن رو نمی دونن . نخواستن ها رو می ذارن به پای ناز کردن ؛ هی میرن جلو هی می رن جلو هی می رن جلو و در آخر نمی رسن و چهار تا برچسب هم می چسبونن به طرف . هی طرف سرد می شه هی سرد می شه ؛ جواب سر بالا می ده ؛ دیر جواب می ده ؛ سین نمی کنه ؛ اینارم می ذارن به پای ناز کردن که به خدا اینا هیچ کدوم ناز نیست . اینا همون ما به درد هم نمی خوریمِ  محترمانه است . اینا همون  ببخشید من اون آدم تو نیستم ، هست. که به خدا اگه غیر از این بود یه راهی یه روزنه ای باز می موند.



+ یاد ِ این پست ِ یکتا افتادم که چه قدر حرف ِ دل ِ   : اینجا .

+ برای گوش هامون : امروز تو پلی لیست بود : پاییز از حجت اشرف زاده .

+عنوان : عنوان ِ تحریف شده ی پست ِ یکتا ((: .

  • هیده ...

جمشید اینا

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۳ ق.ظ
چه قدر دلم می خواست امشب حرف بزنم. از همین ترس غریبی که تنهایی تو طبقه هفتم اون ساختمون ِ خلوت ؛ وسط ِ میدون انقلاب تمام وجودمو گرفت ؛ تا همین نیگا نارنگی هارو... نیگا نارنجی هارو ...



یه خرده از رادیو چهرازی رو بخونیم :

پاییز که می شه ما بی‌اختیار می ریم اتاق جمشید، پاییز یهو می آد، تو یه روز، مثه بهار و بقیه.
 صپ زود بیدار می شی، می بینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده می کند... مام مثه عوام الناس، مثه سیاوش قمیشی و کریس دی برگ عقیده داریم پاییز دلگیره، شباش صدای بوف می آد. به جمشید می گیم سرمرگی مهمون نمی خوای،دلمون گرفته؟ می گه بابا کجاش دلگیره، نیگاه نارنگی ها رو، نیگا نارنجیا رو، به زبان حال با انسان سخن می گه، خرمالو رو ببین. می گم جمشید نارنجی چیه؟
مهر، آبان، وای از آذر! چه جوری بگذرونیم امسال رو؟
تولد جمشید آبانه، خب معلومه خوشش می آد. راه می ره می گه دنیا یعنی محاسن پاییز.
می گم خب چارتا مثال بزن از این محاسن.
می گه دلبر لباس قشنگا رو از تو گنجه در می آره، پایین کمی لخت، بالا کت و کلفت، آدم حض می کنه!
می گم اولن چشت رو در می آرما، دومن این که نصفش معایبه! حیف تابستون نبود همه ش لخت؟
یه چای می ریزه میذاره جلومون می گه حالا دلبر هیچی، شبا رو چی می گی؟ مگه تو خودت عاشق شبا نیستی؟ پاییز همه ش شب دیگه؟ نصف روز غروبه.
می گم آقا ما دو ساعت شب بسه مونه! زیادم هست. می خوایم زودتر بیدار شیم تموم شه! یه چراغی می ذاریم اون گوشه، تاریک روشن می شینیم ستاره می شیم، می ریم تا سحر چه زاید باز.
می گه چای از دهن افتاد.
جمشید اگه پاییز اینقدی که تو می گی خوبه، چرا ما هر سال روز اول پاییز دلمون خالی می شه؟ همه به این زرد نارنجی نیگاه می کنن، حال شون جا می آد، چرا ما بلد نیستیم؟ چرا همه رفته بودن هاشون رو می ذارن واسه پاییز؟ چرا پاییز هیشکی بر نمی گرده؟
جمشید یه سیبیله نازک داره، سفید شده، خیلی ساله این جاست! همه ی پاییزای آسایشگاه رو دیده.
می گه این درخت بزرگ نا نداره، وگرنه بهت می گفتم پادشاه فصلا یعنی چی؟
می گم جمشید یادته هشت ده سال پیشا یه زن و شوهر اتاق بغلیه رو؟ یارو سبیل از بنا گوش در رفته و رو می گم. واسه خودش هیبتی داشت قدیما، خوب بهم چسبیده بودن. آبان بود یا آذر ماه آخر پاییز، که مدیریت قدیمی در رو با لگد شکست رفت تو، دید دست هم رو گرفتن تیکه و پاره رفتن که رفتن. پاییز نبود؟
یه قلپ چای می خوره می گه آره یادمه!
جمشید اون یارو که ته راه رو می نشست، سرش رو می کرد تو حقوق بشر چی؟ همین وقتا بود دیگه، بهش می گفتیم داداش حیف تو نیست؟ برو دنبال کار آبرومند. یه کلمه هم حرف نمی زد، هی فقط یواش می گفت همینه آبرو! لاغر بود، اصلا نفهمیدیم چرا آوردنش قاطیه ما، یادته در حیاط رو زدن رفتیم وا کردیم کسی نبود؟ گذاشته بودنش پشت در، بی حقوق با چشم بسته، آبروش هم دستش بود، پاییز بود بابا!
...
جمشید پا می شه می ره کنار پنجره، فکر می کنه ما حالیمون نیست. هر سال همینه کارش.
می گم جمشید ما چرا تا این زرد و قرمزا رو می بینیم بند دلمون پاره می شه؟ پس کدوم رنگا قراره حال ما رو خوب کنن، ما مرخص شیم بریم پی کارمون؟ اون یکی رو یادته رشید بود، دستش رو تکون می داد، با عینک و سر فرفری وسط راهرو می گفت لبت کجاست که خاک چش به راه است؟! یه بارم خیال کردیم واسه دلبر می خونه نزدیک بود سیراب شیردونش کنیم. چی شد اون؟ عشق صف نونوایی بود، هر چی از مدیریت پرسیدیم جواب سربالا داد. پاییز نبود، همین وقتا بود جون تو که دیگه از نونوایی برنگشت. آخرم ورداشتن یه ورق کاغذ چسبودن پشت شیشه که خودسر شده، اشتباه شده باهاس ببخشین.آدم به دلش چطوری  حالی کنه که اشتباه شده ؟



+رادیو چهرازی : اینجا .

+برای گوش هامون : بشنویم (منبع)

  • هیده ...

با اینا تابستون ُ سر بُکُنید

سه شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ق.ظ

ce54de953bfb16721d3e442eb936cbec

عکس از دیوار رنگی

در راستای استارت اولیه ی این بازی توسط جناب هولدن و دعوت دوستم یکتا(:  .


+ کتاب :

نمایشنامه ی خرده جنایت های زناشویی - نمایشنامه ی مهمان سرای دو دنیا - پروژه ی شادی که ژانر لایف استایل و اینا داره . چهار اثر اسکاول شین که باز هم در مورد لایف استایل ِ .

چند تا کتاب هایی که اخیرا خوندم اون قدری دوست داشتنی نبود از نظرم که بخوام به شما هم پیشنهاد بدم .

+ شعر :

شعر های فروغ - شعر های سید علی صالحی - شعر های گروس عبدالملکیان .

+ موسیقی :

اهنگ های گروه چارتار ؛بعضی از اهنگ های گروه حال ؛ دنگ شو ؛  lana del rey . دکلمه های علیرضا اذر و احسان افشاری . 

+ اینستاگرام :

اینا صفحه هایی هستن که یا عکس خوب دارند یا کپشن ِ خوب یا ایده های خوب یا خوش بختی های ریز ریز رو نشونمون میدن

 | benfis.b | negin.gmi |sahelabdii|hadissbgh|semira_ma|bbiibbzz|motiheidari

خیلی صفحه ی خوب می شناسم ... خیلی. خیلی هاش رو حضور ذهن نداشتم بگم .


+ کانال های خوب تلگرام :

1: کانال دکتر شهباز خان که مطالب روانشانسی و ... می ذاره : @drshahbazkhan

2:کانالی که من به خاطر عکس ها و اهنگ هاش نگهش داشتم : @cuddleupnow

3:کانالی که گاها نوشته های قشنگ داره : @baycoot

4: کانال ژوان . البته به نظرم  قبلا با کیفیت تر بود ولی خب :@zhuanchannel


+سایت هایی که می شه گشت توش :


1: در مورد دکوراسیون : اینجا .

2: یه سری نکته و حرف در مورد عکاسی : اینجا .

3: ژانر خاصی نداره . برای وقتایی که حوصله اتون سر رفته خوبه :  اینجا .

4: کلی اموزشی و خلاقیت داره : اینجا.

5: دیوار رنگی رنگی که توش پر از عکس ِ : اینجا .


+متفرقه :

ورزش کنید . ورزش . دیدم که حال خوب کُنه . با دوستانتان به کافه برید و اگر کافه بازی داشت ؛ بازی هم کنید . بنویسید . یا وبلاگ یا تو دفتر .


+ دوست دارم بدونم شما چی پیشنهاد میدید ( اگر دوست داشتید شرکت کنید ) : خاتون - لافکادیو - نازنین - سرو روان




  • هیده ...

یک پست ِ دو پستی !

سه شنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ب.ظ

4ab4893e2f692198de86eb99432b7183

عکس از دیوار رنگی

پارت وان :

می دونید ... صداقت خیلی خوبه . خیلی ها . بات د ِ پوینت اینجاست که یه مرز خیلی خیلی باریکی هست بین صداقت و رک گویی . یعنی می خوام بحث رو به جایی بکشونم که بگم یه وقتایی یه حسایی تو دلمون داریم که نباید ازشون حرف بزنیم . یه حساب کتابایی تو ذهنمون داریم که نباید به طرف ِ مقابل بگیم . نگیم اینارو .... اینا خوب نی . اینا صداقت نیس . شمردن لطف ها و کادوهامون برای آدم ِ مقابل درست نیست . حالا شاید شاید شاید ؛ یه روزی و یه زمانی لازم شد ذکر کنی ولی این مدل چرتکه انداختن ها قسمت قشنگی از مکالمه های عادی و روزمره نیست . اصلا چرتکه انداختن که  خوب نیست ؛ اونم تو کارهای به قول ِ معروف معنوی و اینا . ولی خوب یه وقتایی آدم ناخودآگاه چرتکه می انداره . ولی لزومی نداره اعداد و ارقام اون چرتکه رو اعلام کنیم . یه بلاگری که الان یادم نیست کی بود یه زمانی نوشته بود " شاید ناخودآگاه تو ذهنمون غیبت کنیم ؛ ولی به زبون آوردن اون دست ِ خودمون ِ " .




پارت تو :


به نظرتون ؛ با این حرفایی که تو وبلاگ هامون می نویسیم هر کدوم ؛ به نظرتون هر کدوممون رو با چی یاد می کنند ؟  چه اتفاقی می افته یا چه چیزی می بینند که یادمون می افتن ؟ (:  .
  • هیده ...

درباره ی آووکادو

يكشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۱۰ ب.ظ


Image result for ‫اووکادو‬‎

از الطاف گوگل


+از معدود دفعه هایی که عنوان داشتم برای پستم ولی خوب عنوان از پیش این طوری تعیین شده بود :دی.


+ وقتی برای اولین بار این وبلاگ رو دیدم و صفحه اش لود شد اومد بالا ... وقتی برای اولین بار پست ها رو خوندم . وقتی پیج ِ" درباره آووکادو " باز شد و تو قسمت علاقه مندی ها" نقاشی - نمایش نامه نویسی - سفر - عکاسی - موسیقی و گل و گیاه " و رو دیدم ؛ خیلی تعجب نکردم ولی اون قسمت مدرس دانشگاه منو برد تو فکر . تند تند داشتم تو ذهنم لیست اسامی استاد هامون رو بالا پایین می کردم . نه اینکه ببینم این نویسنده می تونه کدوم یکی از استاد هامون باشه ؛ چون اصلا رشته ی من و این نویسنده هیچ گونه ربطی به هم ندارن ؛ بلکه داشتم می گشتم ببینم کسی از استادهامون هست که هم چین روحیه ای داشته باشه . چیزی پیدا نکردم . البته ؛ شاید من خوب نگشتم یا استاد هام رو خوب نمی شناسم .

به نظرم آدمی که هم چین روحیه ای داره ؛ استاد خوبی می تونه باشه . نه از اون استادا که می خوان انتقام دوران دانشجویی خودشون رو از دانشجوهای روبروش بگیرن .

داشتم فکر می کردم مثلا کدوم استاد اگه وبلاگ داشت ؛ چطوری می نوشت .  خوبه استاد آدم این قدر خوب وبلاگ بنویسه ؟!

خیلی دوست داشتم بدونم علت این علاقه ی وافر به آووکادو چیه . آخرین خاطره ام از آووکادو یه میوه ی بی طعم ( یا حتی بد مزه ) بود . البته با تمام احترام به دوستاران این میوه . شاید ما بلد نبودیم و نوع مرغوب رو نخریدیم  یا شاید باید با چاشنی خاصی سرو می شد .



+ نوشتن در مورد آدما این قدر سخت نبود . بود ؟!

+در راستای چالش هدیه ی تولد آووکادو .

+ بخشی از پاراگراف های بالا تو دفعه ی اول خوندن این وبلاگ اتفاق نیافتاد . جا داشت اعتراف کنم :دی.

  • هیده ...

اِمِرجنسی کال

شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۱۰ ب.ظ

33be7e19cde3ef97e82d0eeea1a5f41e

عکس از دیوار رنگی


دیشب ؛ حدود ساعت ده و نیم ؛ دقیقا تو همون پوزیشنی که پشت میز ناهار خوری نشسته بودم ؛ پاهام رو گذاشتم بودم رو تنه ی  چوبی زیرش ؛ و داشتم گوشیم رو چک می کردم ؛ یکی از اعماق ِ درونم زنگ زد بهم گفت " هیده ؛ تو احمقی " و قطع کرد رفت !




+من نه تنها خیلی خفن نیستم ؛ بلکه زبانم هم خوب نیس . استفاده از کلمات و عبارات انگلیسی رو صرفا دوست دارم :دی.

+هتل ترانسیلوانیا 2 رو رفتیم دیدیم. جدا از  همه چیز ؛ دوبله همزمان محمد معتضدی و استند آپش خیلی خوب بود ((: .

+آهنگ مورد علاقه ی من تو این هفته : فقط دعا کن - علی زند وکیلی ( فک کنم تک آهنگ بوده و از آلبوم هاش نی ) .

  • هیده ...