از چشم ها بخونیم

یک سکته ی رد شده

چهارشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۲۳ ب.ظ

5076de85a76a0dc1e54fdd8140bd0f10

عکس از دیوار رنگی


روی استپ نشسته بودیم ؛ آخرین حرکت کششی ؛ آخرین تنفس ... دست زدن ِ آخر ِکلاس و تمام .

بلند شدم موبایلم رو درآوردم . آخه قرار بود کلاسم تموم شد بهت زنگ بزنم که ببینم میای یا نه که اگه می تونستم بیام با هم بریم بیرون و دانشگاه. اولش اشتباه گرفتم . اشتباهی اون یکی مخاطب گوشیم رو از خواب بیدار کرده بودم . بعدش که موبایلت رو گرفتم و گفتی که نمیای  ؛ وسایلم رو جمع کردم که برگردم خونه . همه رفته بودن تقریبا . از سالن رفتم بیرون . آسانسور رو زدم . اون صدای آسانسور به زبان انگلیسی گفت ؛ طبقه ی سوم . رفتم داخل  . دکمه ی G رو زده بودم ولی نمی دونم چرا رفتیم طبقه ی چهارم  . یه خانم اومد تو . بازم زدم دکمه ی G رو ؛ ولی باز رفت طبقه ی ششم ... اون خانم رفت بیرون . باز من تنها شدم تو آسانسور . دوباره زدم G این بار داشت می رفت پایین ... فک کنم بین طبقه دو و سه بودم ... یهو وایساد . یهو اتاقک آسانسور تاریک شد . یهو چراغ ها و اون مانیتور کنار درش هم خاموش شد |: .

اول از هم صفحه گوشیم رو روشن کردم . داشتم فکر می کردم حالا باید چی کار کنم ؟ اون صدای تو آسانسور هنوز بود . داشت می گفت دکمه آلارم رو بزنید . دنبال ِ دکمه ی آلارم بودم . پیداش کردم و زدم . اتفاقی نیوفتاد . داشتم فکر می کردم خوب الان باید چی کار کنم ... باید به کسی زنگ بزنم .؟ مانیتور کنار در روشن شد . یه کادری داشت پر می شد . نفس عمیق می کشیدم و می گفتم الان درست می شه . الان درست می شه ... کادر پر شد و در باز شد . نمی دونم کدوم  طبقه بودم . فقط پریدم بیرون  !


+ همیشه فکر می کردم شاید تو هم چین موقعیتی جیغ بزنم یا یه واکنشی شبیه این . ولی خیلی خانم و ساکت و مظلوم تو اتاقک داشتم سکته می کردم :دی.

+ تمام فیلم های ایرانی و خارجی که دیده بودم و سکانس مربوط به گیر افتادن تو آسانسور داشتن تو همون چند دقیقه اومد جلو چششم !

+ فقط به خاطر همون شماره اولش . اینجا .

نظرات  (۸)

من یبار گیر افتادم توی آسانسور ولی هیچ حسی نداشتم . نه ترس نه غم .هیچی یه هیچی 
پاسخ:
جدی ...
خوبه .
خیلی آروم داشتی سکته می‌زدی؟ این پارادوکست رو کجای دلم جاش کنم؟ :))
نمی‌دونم چرا هیچ احساس و ترس خاصی (حتی در حد انتزاعی) هم از خرابی آسانسور ندارم :|
آیا من خیلی خفنم؟
آیا من خیلی فلانم؟
یا شاید هم مُردم حواسم نیست؟ :D
پاسخ:
خیلی آروم :دی. دیگه بر هر حال یه کنجی گوشه ای :دی.
و بر عکس من قبلا بهش فکر کرده بودم . شاید چون یه کتاب خونده بودم که شخصیت اصلی تو آسانسور گیر کرده بود و داشت می مرد .

یا حتی ؛ از این جمله مسخره ها که می گه " مرد که نمی ترسه " مثلا :دی.
آورین! :))
پاسخ:
((: .
  • نیمه سیب سقراطی
  • ما یه بار دسته جمعی توی آسانسور گیر کردیم ! یعنی کیپ تا کیپ توی اون آسانسو آدم بوداااااا ، پُر پُر ! یهو برق رفت بدشانسی ... چند ثانیه اول همه سکوت کردیم بعد یهو همه جیـــــــــــــــــــــــغ زدیم :))) 
    اون موقع من داشتم به این فکر میکردم که تعداد نفرات بالاست ، الان اکسیژن تموم میشه ، خفه میشیم ، می میریم ، جیـــــــــــــغ :)))
    پاسخ:
    وای . دسته جمعی خیلی بد  .بیشتر از دو سه نفر نمی شه کنترل کرد هیچی رو :دی.
    ما تو آسانسور دانشگاه گیر کردیم . ولی فقط در باز نمی شد وگرنه برق بود و همه جا روشن :دی.

    منم امروز دقیقا یکی به این کمبود اکسیژن فکر می کردم و سقوط اتاقک ((((: .
  • مبهم الملوک
  • گیر کردن تو اسانسور ...خب شاید ترسناک باشه ولی خود ادمه و یه اتاقک....(کلا هر سکانس فیلمی عینا برا ادم اتفاق میافته نمیدونم چرا شبیه اون نمیشه ! مثلا برق گرفتگی ! خب  من فکر میکردم یه نیروی عجیب غریبی پیدا کنم .........نشد..نگاااا چجوری با روح و روان ادم بازی میکنن...پووووف
    ولی من از گم شدن شاید بیشتر میترسم
    شونپخت بار توی شهر های مختلف گم شدم...اینکه همه هستن ولی انگار هیچ کس نیست ...افتضاحه!
    پاسخ:
    (((: .
    آره خوب شاید عین اون نشه ؛ ولی تو همش اونا برات یادآوری می شه .
    جدی ؟! تا حالا اصلا بهش فکر نکردم... یعنی از وقتی که بزرگ شدم دیگه بهش فکر نکردم . شاید به قول تو ترسناک باشه .
    ما خونه قبلیمون گیر داشت زیاد تو آسانسور گیر میکردیم :)))))) بی ریلکس نو متتر ^_^
    پاسخ:
    دفعه اول خیلی ترسناک تر ِ . بعدش دیگه مثل خونه شما می شه نو مدر (((:.
  • پریســـا عسڪری
  • حق داشتی خب مظلوم شی .. منم بودم همینطوری میشدم :/ ترسناکه بنظرم .. من اگه بودم نمیدونستم باید بترسم یا امیدوار باشم
    پاسخ:
    ((: .
    خدا نکنه تو موقعیتش گیر کنی ولی بالاخره یه فکری به ذهنت می رسه :دی.
    من یه بار با استرس دنبال کسی بودم که 2 تا خانم گیر افتاده در آسانسور را نجات دهد...!!!
    پاسخ:
    اونم استرسش کم از تو آسانسور گیر کردن نیس.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">