از چشم ها بخونیم

گفته بودم بی تو می میرم ولی این بار نع .

جمعه, ۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۵۴ ب.ظ

182586_369376709822463_422772744_n

عکس از دیوار رنگی


+ چرا من خسته نبودم ؟! چرا من با وجود اینکه ساعت 7 صبح بیدار شدم و یک سره مشغول بودم ؛ با اینکه ساعت 1 خوابیدم ؛ با اینکه تو ترافیک همت موندم ولی خسته نبودم ؟!

+ تو مهمونی ها ؛ جشن ها ؛ عروسی ها و سایر مهمونی ها و دور همی ها ؛ همیشه یک عده هستن که نمی تونن با این آهنگ برقصن (((: . یعنی اصلا بحث ِ آهنگ نیستا . هر چی باشه نمی تونن باهاش برقصن . حتی من پیش بینی می کنم که اگه دی جی هم اونجا باشه می گن این آهنگاش خوب نی :دی.

+می خواستم اینو نگم ... شاید یه روزی رمز موفقیتم بشه اینکه از کسی هیچ انتظاری نداشتم . البته این جلمه جای بحث زیاد داره . اون جمله ی معروف هم هست که می گه " آرامش الانم رو مدیون توقعی هستم که از هیچ کس نداشتم " ( شاید با اندکی تحریف )  . بحث ِ انتظار و توقع تو این حرفام این نیست که مثلا من توقع دارم فلان کار رو فلانی برام انجام بدم یا فلان کار رو فلانی  . یه وقتایی آدم توقع های غیر مادی و به قول ِ معروف توقع معنوی داره . یاد ِ اون دیالوگ ِ شهرزاد افتادم و یه جورایی بهش ایمان اوردم ... همون که می گفت تو زندگی به هیشکی ... به هیشکی جز خودت تکیه نکن  . البته می دونید ... یه وقتایی هم آدم باید انتظار داشته باشه  .

+ آهنگ افسار  ... ( عنوان ) .

+فردا شنبه اس. ساعت 18:15 رو یادتون نره (: .

+ دی ماه یه خرده زیادی زود نگذشت ؟ خیعلی تند تر از بقیه ماه ها . یه جورایی شبیه سرازیری آخر ِ سال ! یک ماه باشگاه تموم شد ؛ یک ماه قبض ِ موبایل . یک ماه تولد گذشته و تولد جدید . یک ماه از برنامه ها ...

+می گن گریه ی تو خوب خیعلی خوبه . می گن شادی تو زندگی آدم میاد . این قدر شادی یعنی ؟! این قدر من هر شب باید گریه کنم تو خواب ؟! این قدر که وقتی ساعت 7 از خواب پریدم ؛ با وجودی که بیدار شده بودم و فهمیده بودم که خواب بوده ؛ هنوز داشتم گریه می کردم !؟ این قدر که وقتی الان دوباره یادش می افتم گریه ام می گیره ؟!  اون قدر که صبح تو خواب ِ و بیدار از ترس ِ خوابی که دیده بودم به بابام گفتم سلام ...دلم می خواست پاشم بغلش کنم و مطمئن شم که هست. آیا من واقعا تحمل این حجم از شادی رو تو زندگیم دارم (((: ؟ والا  . دیگه می ترسم شبا بخوابم .


نظرات  (۴)

آی گفتی! این دی چرا این‌قدر زود گذشت؟؟ در حد یه هفته گذشت و نه یه ماه :|
پاسخ:
خیعلی زود .
بهمن هم به این سرعت بگذره که دیگه عید ِ !
آره منم میگم تو زندگی به هیشکط نباید وابسته شد به هیشکی نباید تکیه کرد به هیشکی... اما گاهی نمیشه... گاهی لذتی که تو تکیه کردن هست باعث میشه فراموش کنیم اینو.... 

عنوان شعری از استاد شهریاره :) 

پاسخ:
دقیقا ... دقیقا ...دقیقا :دی. برای همین منم گفتم یه وقتایی باید انتظار داشت ؛ یه وقتایی باید تکیه کرد .

آره . این طوری هم می شه رفرنس داد :دی. رفرنس دقیق تر یعنی . مرسی (: .
من به تازگی عملا به این موضوع رسیدم!
امید داشته باش، توقع نه!
پاسخ:
یه چیزی شبیه ِ لبه ی تیغ ِ  .
حکایت همون مثلیه که میگه عروس رقص بلد نیست میگه زمین کجه :دی

اتفاقا دی دیر گذشت با این امتحانا :)))

امااان از خواب دیدن ها...
پاسخ:
والا به خداع .

خوب الان بازم یادآوری کنم بهت که من امتحان نداشتم (((((: ؟ .


نمی ذارن بخوابیم که .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">