از چشم ها بخونیم

برای اونایی که می خوان درس بخونن

يكشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۳۰ ب.ظ

563184_608201105907104_2042379512_n

عکس از دیوار رنگی


+ درست وقتی که جمله های آخر خط رو خوندم و  مرور کردم که " پس دیافراگم از فرنیک عصب می گیره که اونم از گردن منشاء می گیره و شامل ریشه های C 3 C4 C 5 اسپشلی C 4 می شه و دوباره یادم اومده بود که دکتر "ف " گفته بود که اگه مریض "های" شده باشه و عصب فرنیک هم گرفته شده باشه ؛ به مریض بگو انگشت شصتش رو تکون بده و داشتم فکر می کردم که درماتوم و میوتوم شصت با عصب فرنیک چه ربطی داره و خسته شدم ( اسمایلی نفس عمیق ! ) کتاب رو بستم و گذاشتم تو کوله ام . ماگم رو هم گذاشتم کنارش ... هندزفری رو فشار دادم تو جیب بغلش و کیف پولم رو در آوردم که از توش پول در بیارم و بذارم تو جیبم . در همون حین که داشتم وسایلم رو جمع می کردم و مقنعه ام رو سر ؛ داشتم فکر می کردم قطعا پراشکی شکلاتی گزینه ی خوبیه . من از صبح اینجا بخون بخون بخون ؛ مامان از صبح تو خونه بشور بشور بشور . و این چنین شد که ما عصرونه پراشکی با چایی خوردیم و کالری های کذایی رو روانه سلول هامون کردیم.



+ گفتم حالا که خیلی ها در جنب و جوش امتحانات و حتی ارشد خوندن هستن ؛ چند تا مورد انگیزشی که برای خودم خوب بوده رو به شماها هم بگم :دی.

a : اون جمله ِ .... ما به آرزوهامون یک رسیدن بدهکاریم . اینو یادتون نره :دی.

b : برنامه های مستر ایمان سرور پور. مشاوره تحصیلی ِ کنکور ِ ولی اصلا حرف هاش مختص ِ کنکور نی . یعنی کلا انگیزشی حرف می زنه . شنبه ها ساعت 18:15 شبکه آموزش .

c: کتاب های انرژی مثبتی بخونید . مثلا 4 اثر اسکاول شین ؛ مثلا هدف ؛ مثلا اعتماد به نفس . ( هدف رو خودم هنوز نخوندم :دی. )

d : کتابخونه رو خیلی توصیه می کنم . خودم خیلی بهش اعتقاد دارم ولی خوب خیلی ها با این روش مشکل دارن .

e : دست از مقایسه برداریم . اینم مثل خیلی از کارایی که باید بکنیم ؛ واقعا سخته ها .

f  : و در نهایت این کار . داستان توی این لینک رو بخونید " یک قدم بیشتر تا هدف هایت " . می گه برای هرکاری ؛ درست اون موقع که خسته شدید ؛ فقط چند دقیقه بیشتر براش وقت بذارید .


این بود جرعه ای از تجربیات یک عدد جویایی علم و دانش :دی.

نظرات  (۶)

خوب بود
پاسخ:
خدا رو شکر .
  • مترسک ‌‌
  • ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربیاتت :))
    پاسخ:
    خواهش می کنم ((: .
    من اینقد رفتم گتابخونه،دیگه به حالت کهبر زدن رسیدم ازش،اما بازم از خونه خیلی بهتره :-))
    البته قسمت سحتش اینه که به بقیه باید توضیح بدی مثلا خونه ک اینقد ساکته واسه ماها،چرا باید برس کتابخونه
    پاسخ:
    آره واقعا . اونجا خیلی بهتره از خونه اس.

    وای آره . اون اوایل هی دوستام می گفتن بابا تو که توی خونه تنهایی ؛چرا میری کتابخونه !
    هیده آیا عکس پیراشکیا رو نذاشتی جایی؟ عکسات خیلی خوبن اشتها آورن :)))))))
    پاسخ:
    ((((((: .
    نه .
    اصلا ازش عکس نگرفتم .
    یعنی رفتم بگیرم ؛ دیگه وقت نشد :دی.
    چه عکس قشنگی، عزیزم موفق باشی.... گفتی ارشد کردی کبابم :((((
    پاسخ:
    عکس های دیوار رنگی ِ دیگه (: ...
    اسمایلی گریه ی حضار :دی.
  • آمنه هنرمند
  • آفرین...
    نحوه ی نوشتنتون خیلی زیباست و پرازاحساس
    بااینکه اهل مطالعه هستم اما هیچوقت یاد نگرفتم اینقدر جذاب بنویسم
    موفق باشی...
    یاعلی
    پاسخ:
    مرسی . شما خیعلی به من لطف داری (: .
    هم چنین (: .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">