از چشم ها بخونیم

چاییم یخ کرد

يكشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۲۴ ب.ظ

637c2421c83fedae1ff52ae48d8166ea

عکس از دیوار رنگی


+مسواک زدم ؛ چراغا رو خاموش کردم  ؛  موبایل رو زدم به شارژ و برای خودم چایی ریختم !! یعنی چایی تلخ و خالی خوردن نیاز داره من پاشم دوباره مسواک بزنم؟ چایی رو یادم نی از کی عادت کردم تلخ بخورم .حالا نه اینکه چون زندگی تلخ ِ و باید به تلخی عادت کرد و این صحبتا ؛ چون اگه بخوام هر بار چایی می خورم کوکی و بیسکویت و شکلات بخورم به طور قطع ِ به یقین همه چی به هم می ریزه. اونم وقتایی که درس می خونم و همش دلم می خواد یه چیزی بخورم .انی وی ؛ من دوباره مسواک نمی زنم .

+ مربی باشگاه این هفته نمی یاد . گفته بود . قرار بود خودمون بریم دور همی ورزش کنیم ! شنبه رفتم و الان مصدوم تو خونه نشستم و نیت ندارم فردا رو برم !چرا ؟! چون عده ای معتقدن که هر چی حرکات سخت تر و عجیب تر و غیر قابل انجام تر باشه کالری بیشتری می سوزونه . یعنی اصلا برای من جای سوال بود این بنده خدا با این سن و کمر درد چطوری این حرکتا رو می زد ؟! بعد ما چند نفر می گفتیم آقا یه سری حرکات زنجیره ای بود اونا رو هم بزنیم ؛ تو گویی گفتیم برو برای قهرمانی المپیک پیش رو خودت رو آماده کن .نزدن که .  در نتیجه خودم برای خودم تو خونه آهنگ می ذارم و نرم حرکات روتین رو می رم .

+من فکر می کردم دوران امتحان نداشتن ؛ در حالیکه بقیه امتحان دارن ؛ خیلی فان ؛ کول و از این صحبتا باشه ...ولی نبود . یعنی اصلا خوش نمی گذره! شعار نمی دم ها . یعنی قطعا خوبه که من الان به جای تو سر خودم و جزوه هام زدن ؛ اومدم دارم پست می نویسم ولی یه چیزایی سر جاش نی . برنامه ی روتین زندگیم بهم ریخته  . از بیکاری به هیچ کاری نمی رسم !

+به اراده ام شک کردم ! یعنی احساس می کنم یه جایی تو گذشته جا گذاشتمش یا شایدم گمش کردم .قبلا کم کار هایی باهاش نکردم . این گم شدن اراده ِ نتیجه اش شده اینکه از دست خودم راضی نیستم !