از چشم ها بخونیم

کپی - پیست

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۵۴ ب.ظ



 " البته این رو هم بگم ؛ وقتی که زمان از دست رفته و قابل برگشت نیست ؛ بی تفاوت بودن بهترین کار ممکنه ؛ اما تا وقتی راه حل هایی وجود داره ؛ بی تفاوت بودن مثل خود کشی می مونه ؛ یه خودکشی مضحک . بالاخره شاید یه راه حلی پیدا بشه  . " { قهوه ی سرد آقای نویسنده - روزبه معین . صفحه 23 }

-------

" گاهی با خودم می گم کاش من هم مثل خیلی ها می تونستم در لحظه شاد باشم ؛ روی مبل لم بدم ؛ چایی بخورم ؛ شام بخورم ؛ سوار ماشین بشم و بی خیال ِ دنیا آهنگ مورد علاقه م رو گوش کنم ؛ اما همه ی زندگی ختم می شه به اون چند لحظه ی قبل از خوابیدن ؛ وقتی که همه ی این ها تموم شده ؛ چشم هات رو بستی و تاریکی همه جا رو فراگرفته ؛ اون طرفم داره خواب هفت پادشاه رو می بینه ؛ اما احساس می کنی یه چیزی نیست ؛ یه چیزی رو گم کردی ! نگار گم کردن خیلی حس بدیه ؛ هر جا باشی چشمت دنبال اون چیزی می گرده که یه روز گم کردی ؛ آدم حاضره اون چیز رو از اول نداشته باشه اما گمش نکنه . " { قهوه ی سرد آقای نویسنده - روزبه معین . صفحه ی 57 }

---------

+چه قدر بده اختیار خوابی که داریم می بینیم رو نداریم !
  • ۹۷/۰۵/۲۷
  • هیده ...

از مجازی های دیگه