از چشم ها بخونیم

از اندیکاسیون های جراحی دیسک کمر

جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۶ ب.ظ


توی یه کتابی که الان اسمش یادم نیست می گفت که اگه ذهن آدم از کارهایی که به سرانجامی نرسیدن پر باشه ؛ اتفاق خوبی نمی افته . حالا من نقل به مضمون گفتم ولی یه چیزی با همین مضمون بود دیگه  . یعنی اینکه آدم تمام فضای ذهنش پر می شه . حواسش پرت می شه . مثل یه باری که روی دوش ِ آدم ِ همیشه و همه جا باهاته . تو شادی و تو غم ؛ وسط کار ؛ قبل خواب ؛ وقتی تو مهمونی هستی . همیشه هست . همیشه . باید یه جوری تکلیفش رو روشن کرد . انتظار چیز خوبی نیست ! انتظار برای اینکه بالاخره یه روزی بهش رسیدگی می کنم یا حداقل فراموشش می کنم. یه سری چیزا هم هست که نمی شه یا نمی تونیم بهش رسیدگی کنیم . مثل اینکه می ترسیم ازش یا مثلا از نتیجه اش می ترسیم  یا مثل مناسب نبودن وضعیت مالی تو اون زمان یا حتی مناسب نبودن وضعیت روحی تو اون زمان ؛ اما من می گم بالاخره یه جوری باید بهش رسیدگی کنیم یا دست ِ کم حذفش کنیم . تکلیفمون رو روشن کنیم باهاش. نگه داشتن هم چین چیز هایی رو دوشمون بالاخره یه روزی دیسکمون رو داغون می کنه .

برای منم خیلی چیزا هست که الان سنگینی می کنه روی دوشم ؛ مثل کشیدن اون 4 تا دندون عقلم که بالاخره اول هفته رفتم و از وزنش کم کردم . مثل حس و حالم . .اما بالاخره برای همشون باید یه روزی دل رو زد به دریا . یا به سرانجام رسوندنشون یا حذفشون کرد .



+کتاب ِ در دست مطالعه : قهوه ی سرد ِ آقای نویسنده ؛ موزیک زمینه : آلبوم دریا کجاست از چارتار .