از چشم ها بخونیم

یک ظهر گرم تابستونی با کالری اضافی

جمعه, ۱۵ تیر ۱۳۹۷، ۰۵:۰۴ ب.ظ


عکس از کانال Time to dream


امروز 15 روز  از تیر گذشته و من توقع داشتم خیلی کارا تو این 15 روز انجام داده باشم که انجام ندادم . البته همه ی 15 روز وقت آزاد نداشتم ولی دیگه توقعم این بود 5 روزش برای خودم باشم که تنها در عمل نهایتا 2 روزش رو وقت آزاد داشتم که می تونستم خودم انتخاب کنم چی کار کنم که بازم البته از این دو روز هیچ روزیش رو من صبح راحت نخوابیدم و هم چنان آلارم گوشی تنظیم شده بود ! امروزم نزدیک بود اینطوری شه که زنگ زدم گفتم آقا من فردا هشت صبح نمی تونم اونجا باشم .خدافظ |: . و صبح خوابیدم . شما نمی دونید من چند وقته منتظر هم چین روزی بودم .

توقعم این بود تا امروز یک کتاب رو تموم کنم ؛ حداقل 10 تا مقاله یا دیگه کمه کم ؛ 5 تا مقاله خونده باشم ؛ کارای بانکی و مدارکم رو انجام داده باشم و دندونای عقلم کشیده شده باشه و دکتر هم رفته باشم ؛ که خب نهایتا فقط یکی از کارای اداری و یکی از مدارکم درست شده و بقیه کارا هنوز مونده . یه دوره هم رفتم که قرار بود مدرکش الان دستم باشه که نیست . 5 ماه وقتی خوبیه که مدرک هامون رو اماده کنند دیگه  . حالا من هی باید زنگ بزنم بگم آقا بدویید دیگه . دیره .

حالا امروز جمعه است. اگه به همه ی کارایی که می خواستم برسم نرسیدم در عوض :  صبح راحت خوابیدم . ظهر به اندازه ی تمام اون کالری هایی باید تو سه وعده می خوردم ؛یک  جا کالری رسوندم بهش و دارم برای بقیه کارای مونده برنامه ریزی می کنم.فردا : دکتر - بانک - مخابرات - باشگاه - مقاله -کیک بپزیم و کالری اضافه به خودمون برسونیم .


  • ۹۷/۰۴/۱۵
  • هیده ...

همین طوری های روزمره

نظرات  (۳)

دندون عقل :((((((
پاسخ:
تو هم نکشیدی ؟ )): .
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • من فقط پیاده روی رو درست و با برنامه انجام دادم:|
    پاسخ:
    خودش کلی ئه . دست کمش نگیر ((: .
    نه 
    دوتا شو باید حتمن بکشم :(((((
    پاسخ:
    اوف |: .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">