از چشم ها بخونیم

افتخارات گوسفندی

پنجشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، ۰۱:۱۹ ق.ظ


عکس از کانال Baycott


موقعیت هایی توی زندگی هست که آدم نمی دونه چه موضعی باید براشون داشته باشه . یعنی میدونی ؛ مثلا من الان به بعضی از چیز های زندگیم که فکر می کنم نمی دونم باید بهشون افتخار کنم یا مثلا احساس ندامت و پشیمانی و اینا و یا حتی خنثی !. یه وقتایی هم اول دچار افتخار میشی . به خودت به خاطر کلی از قضایا افتخار میکنی . ولی شب که می خوای بخوابی و به سقف خیره شدی می گی افتخار برای چی . هر آدم دیگه ای هم بود همین کار رو می کرد .بعد می گی نه ؛ خوب شرایط من فرق داشت و خیلی اینطوری و خیلی اونطوری و اینا . بعد این چرخه ی باید و نباید عین شمردن گوسفند ها قبل خواب عمل می کنه . صبح بلند می شی و مثل اینکه یادت نمیاد بین گوسفند شماره ی 123 خوابت برد یا گوسفند شماره 133 ؛ نمی دونی آخر باید افتخار می کردی یا نه ! حالا افتخار نه به این معنی که مجسمه ی خودت رو بسازی بذاری رو کنسول خونه یا مثلا توقع داشته باشی خیابونی اتوبانی به اسمت بزنن یا هر توقع بی جای دیگه ای. نه ...ولی یه وقتایی لازمه آدم کارهایی که کرده رو زیر و رو کنه . می دونی یعنی ببینی اون حرف اون عکس العمل اون نگاه یا هر چیز دیگه ای ؛ اگه برگردم عقب دوباره انجامش میدم ؟!

نظرات  (۲)

  • لوسیفر زوبع
  • چتد روزه با همین رفتار دست و پنچه نرم میکنم.از یه جایی دیگه آدم به خودش مشکوک میشه. :|
    پاسخ:
    همه احتمال ها به نظر میاد . همه چیز میره زیر سوال این وقتا .
    ولی من فکر میکنم احساس افتخار و موفقیت از کاری که کردیم حتی اگه اینطور هم نباشه و با در نظر نگرفتن بقیه مسائل کمک زیادی توی موفقیتهای بعدی میتونه داشته باشه مثل یه جرقه یا یه استارت واسه آینده
    پاسخ:
    ابن هم ممکن ِ و اگر واقعا سازنده باشه خیلی هم خوبه .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">