از چشم ها بخونیم

شامپو کفش

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ب.ظ


عکس از کانال cafe dialect



یادمه برای موهام رفتم یه شامپوی خوب و گرون خریدم . شامپو به موهام و سرم نساخت . دیگه هیچ وقت از اون شامپو به موهام نزدم اما اون شامپو هنوز تو خونه اس و داره تموم می شه . از اون شامپو استفاده می شه اما نه برای شستن موها . برای شستن لباس های حساس ؛ برای شستن کفش ها . اون شامپو هنوزم هست ؛ هنوزم داره کف می کنه و می شوره . اما هیچ وقت قرار نبوده که کفش بشوره  . شاید اگه شامپو ها هم پا داشتن هیچ وقت راضی نمی شدن تو خونه ای بمونن که به جای مو باهاشون کفش بشوری . موندن ما  هم تو بعضی جاها و شرایط درست عین خود ِ همین شامپو هاست . اینکه یه جا بمونی و کف کنی ؛ چون کارت کف کردن ِ به این معنی نیست که جای درستی وایسادی . یه وقتایی باید بری . جمع کنی و بری .



+دیشب که داشتم مطالب کانال ِ صابر ابر رو می خوندم ؛قشنگ حس کردم که خوش حالی یعنی بتونی حست رو بنویسی . یه وقتایی خوندن یه سری نوشته ها این حس رو بهت القا می کنه اون آدم چه حس خوبی داشته وقتی اینا رو نوشته . حس ِ خوب نه اینکه یعنی اون نوشته روایت گر یه اتفاق ِ خوب ِ ؛ یعنی اینکه حس ِ خوبیه بتونی حست رو تو کلمه ها جا بدی . اینو وقتی درک می کنی که نتونی بنویسی . آدمی که نوشتن رو تجربه کرده ؛ سخته که نتونه بنویسه . به قول ِ نیکولا .



نظرات  (۲)

قشنگ نویس ترین من
جمله آخر پستت رو هزاربار بخونی کمه
پاسخ:
اسمایلی بیا بغلم ^_^ . 
  • .: جیرجیرک :.
  • @اینکه یه جا بمونی و کف کنی ؛ چون کارت کف کردن ِ به این معنی نیست که جای درستی وایسادی .

    طنز شیرینی داشت. مفهومو گرفتم ولی باید اعتراف کنم با خنده دارم می نویسم برات، ایهامِ دلچسبی داره این کف کردنه :))
    پاسخ:
    (((: .
    موقعی که داشتم می نوشتم اصلا به فکر طنزش نبودم :دی.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">