از چشم ها بخونیم

یه حساب سرانگشتی از شب های باقی مانده

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۴۸ ب.ظ

از همین الان دارم لحظه ای رو تصور می کنم که نزدیک تحویل ِ سال ِ 1396 هست و من دارم با تمام وجود آرزو می کنم هیچ سالی شبیه امسال نباشه . دارم از خوش حالی ذوق می کنم که دیگه امسال تموم شده و سال 1396 قرار ِ خیلی بهتر از 95 شروع و تموم شه ؛ اون قدری خوب که دلم براش تنگ هم بشه حتی . نه مثل 95 با اون شروعش که نمی دونم چه قدر زمان لازم دارم که یادم بره چه شب ِ عید ِ بدی رو گذروندیم . حتما سال 96 دیگه میوه های شب ِ یلدا تو یخچال و آجیل رو میز نمی مونه و به جای اینکه به خاطر از دست دادن عزیزی لباس مشکی بپوشیم ؛ به خاطر به دست آوردن عزیزی لباس رنگی می پوشیم و از لحظه های خوبمون رو ثبت می کنیم . من می خوام به 96 امیدوار باشم ...