از چشم ها بخونیم

ما ؛ نشان ندهندگان

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۲ ق.ظ

نوشیدنی رنگی


عکس از دیوار رنگی 


من کلا آدم "نشان ندهنده " ای هستم .البته نه فقط من ؛ شاید خیلی های دیگه هم باید این صفت رو به صفت های خودشون اضافه کنن .  یعنی اینکه خیلی از اتفاق هارو  به روی خودم نمیارم ؛ یا ارادی یا غیر ارادی . یادم ِ اون سری که حالم بد بود و رفتم اورژانس باورشون نمی شد حالم بد باشه . یعنی پرستار تریاژ یه جوری گفت واقعا مریضی ؟!. یا مثلا اون سری یه جوری معده ام درد گرفته بود که با زاویه 70 درجه  باید راه می رفتم ولی کسی باورش نمی شد این قدر معده ام تحت فشار باشه . اصلا من و امثال من آدم های خیلی نشان ندهنده ای هستیم . همه همیشه خنده های توی عکس ِ ما رو دیدن . لبخند های ژکوندمون وقتی تو کافه داریم توی قهوه مون شکر می ریزیم . یا مثلا وقتی داریم یه خاطره رو تعریف می کنیم و می خندیم . همه وقتی رو سکو وایسادیم و داریم جایزه رو تو دستمون لمس می کنیم  رو ؛ تو خاطرشون دارن . کسی از پشت صحنه ی هیچ کدوم از این لحظه ها ؛ از لحظه های قبل از این رسیدن ها خبر نداره . حالا یا به خواست ِ خودش یا به خواست ما که هیچ وقت اون صحنه ها رو به تصویر نکشیدیم . لحظه هایی که این قدر نا امید بودیم که لب ِ پرتگاه بین رفتن و موندن مردد وایساده بودیم . لحظه هایی که خسته بودیم از تلاشی که کردیم و نتیجه ای که نگرفتیم؛ از وقتی که گذاشتیم ؛ از انرژی که حتی شاید هدر رفته بوده . از جنگ هایی که فقط خودمون می دونیم چه قدر براش انرژی گذاشتیم . از لحظه های قبل ِ خوابی که فکر می کردیم نکنه اشتباه اومده باشم .


+برای گوش هامون : حامد همایون : مردم شهر بهوشید؟ : گوش کنیم .