از چشم ها بخونیم

عکس های می گویند

جمعه, ۲۱ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۴۲ ب.ظ
تیپ رنگی

عکس از دیوار رنگی


حسی که از عکس گرفتم ؛ همون حسی ِ که الان دارم.
بات دِ ِ پوینت اینجاس که الان یا هیچ حسی ندارم ؛ یا این قدر حس ها قاطی شده که قابلیت پردازش هیچ کدومو ندارم !
یعنی می دونید صبحا پا می شم ؛ خواب آلود می رم بیرون . خسته برمی گردم خونه . همش همین ِ . همراه با اندکی قارچ و پنیر اضافه تو روز ! البته صبحا یه خرده پیاده روی هم می کنم .حالا نه اینکه ناراضی باشم . راضی ام نیستم یعنی خسته شدم.البته درصد راضی بودنم بیشتر ِ .یعنی دارم بهای چیزی که می خوام رو می دم . یعنی اصلا یه وضی . این روزا که همه می گن این کار رو نکن ؛ من دقیقا دارم همون کار رو می کنم . حالا از بین همه ی اونایی که گفتن این کارو نکن ؛ فقط چند نفر گفتن این کارو بکن . حالا شما هم موضع خودتون رو مشخص کنید ؛ از دسته ی این کار رو بکن ها هستید یا این کارو نکن ها . البته من تصمیمم رو گرفتم و این کار رو می کنم . وای چه قدر بحث رو پیچیده کردیم نصفه شبی ! گفتم نصفه شبی . هی هر شب می گم زودتر بخوابم بعد یهو ساعت 12 و نیم ِ و من هنوز نشستم رو مبل ! برم یه چایی بخورم ... هنوز تا 12 و نیم وقت هست .




نظرات  (۲)

بریز بیرون حسا رو ،خودشون سامان دهی میشن،
حرف بقیه هم؟هرچیزی که پسفردا انجام ندادنش پشیمونت میکنه،انجامش بده
پاسخ:
یعنی بهترین حرفی که کسی می تونست بهم بزنه تا مطمئن شم دارم راه ِ درست رو می رم ؛ فارغ از هر نتیجه ای .
مرسی رامگا (: .
  • .: جیرجیرک :.
  • ندای دل بشنو و بر آن باش :)
    پاسخ:
    دقیقا (: .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">