از چشم ها بخونیم

غول ِ آخر ؛ مراحل ِ اداری

شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۵۵ ب.ظ


thank you


عکس از دیوار رنگی


اگر فکر کردید که تو دانشگاه قبول شدید و چند سال بعد ؛ فورا مدرک ِ شما دقیقا جلوی اینه ی شماست ؛ همانا شما از زیان کارانید . چون این طوری نیس |: . شما باید در مرحله اول به اندازه ی کافی از طبقات بالا و پایین برید . اون قدری که در مرحله آخر باید به نقشه ی مهندسی ساختمان کاملا اشراف داشته باشید . مرحله ی بعد امضاهای ِ کذاییست که نه تنها تمام نمی شه بلکه از این طبقه به طبقه ی بعد راه پیدا می کنه؛ همشون هم الکترونیکی ِ که در واقع نیازی به حضور شما نیست ؛ ولی خوب به دنبال ِ پاس کردن واحد ِ قبلی ؛ یعنی پله نوردی ؛ شما باید حضوری برید هر اتاق و نفس زنان بگید لطفا نامه ی منو امضا کنید و اونا هم تو سامانه دنبال ِ نامه تون بگردند تا امضای الکترونیکی انجام بشه و با گفتن" بیرون منتظر باشید تا صداتون کنم"  ؛ شما رو از اتاق می اندازند بیرون . این مرحله گاها اون قدری طول می کشه که شما می تونید تمام ِ شبکه های اجتماعی که عضو هستید رو چک کنید ؛ نیمی از کتاب ِ مورد علاقه تون رو بخونید و یک ساعت با یک دوست قدیمی صحبت کنید . در این مرحله حتی می تونید یه سر به بخش های کناری هم  بزنید . با فرض تموم شدن این مرحله  ؛ شبیه این دو مرحله  در کم ترین حالت ِ ممکن 5 مرتبه تکرار می شه . حالا بسته به نوع ِ کار اداری و مرحله ای که توش هستید احتمال ِ ارجاع ِ شما به یه ارگان ِ دیگه ای هست . خب در این مرحله آرامش خودتون رو حفظ کنید و نفس ِ عمیق بکشید چون شما بد بخت شدید |: . در این مرحله تمام مراحل ِ قبل باز هم تکرار می شه . حتی در این مرحله یه سری موانع هم هست که باید ازش عبور کنید ؛ من جمله مسئولی که با موبایل حرف می زنه و جواب سوالات ِ شما رو نمی ده یا مسئولی که می گه خانم ما همچین چیزی نداریم ؛ این دیگه مشکل ِ خودت ِ؛ باید با دانشگاه هماهنگ کنی ؛ یا مسئولی که قبض پرداخت رو می ذاری رو میزش داد می زنه می گه چرا قبض رو  می ذاری اینجا ؟؟؛ در حالی که به شما گفته بودن قبض رو بذارید همونجا و از این قبیل موانع . من فعلا بازی رو تا همین لِوِل بازی کردم ولی خوب مراحل بعدی هم همین ِ لابد . فقط شکل ِ کارمندا عوض می شه ؛ موانع جدید میذارن جلوتون. 


+اما ... اما... از بین این همه مسئول ِ بی حوصله و همیشه خسته ؛ یه سری هستن فرشته . که بین همه ی سوال های بی جواب که این قبض رو کجا بدم و فلان نامه رو از کی بگیرم و فلان نامه  رو کی باید امضا کنه ؛ می دونی یکی هست جواب ِ تمام ِ سوالاتت رو می ده . اتاقش پر ِ از گلدون ِ ؛ با حوصله به درخواستت گوش می کنه ؛ می پرسه این نامه رو برای چه کاری می خوای ؛ راه میان بُر برای رسیدن به هدفت رو بهت می گه ؛ برات آرزوی موفقیت می کنه و قول می گیره وقتی کارات تموم شد با خبرای خوب بهش سر بزنی . گاها دیده شده در این مرحله حتی متقاضی این قدر ذوق زده می شه که شماره فرشته رو می گیره تا خبرای خوب رو بهش بده . این فرشته ها همونایی اند که دنیا رو جای قشنگ تری می کنند . یادتون باشه حتما از این خوب بودنشون قدر دانی کنید .



نظرات  (۳)

  • .: جیرجیرک :.
  • حالا که فکر می کنم می بینم دو مورد فرشته هم توی لِوِل های من نقش آفرینی کردن. 
    امیدوارم باقی این پروسه راحت تر برات طی بشه دوست جانم :)
    پاسخ:
    اصلا این فرشته ها نبودن که هیچی .

    مرسی عزیزم  (:  . بیشتر غول ها رو کشتم دیگه . فک کنم آخراش باشه ((: .
    تبریک میگم :)
    پاسخ:
    مرسی عزیزم (: .
    یکی از تنفر امیز ترین کازااااا قطعا همینه،
    تازه فک کن نت نداشته باشی،ساختموم اسانسوزم نداشته باشه،شارژ گوشیتم تموم شده باشه،جهمم مسلم:-))
    پاسخ:
    والا ... واقعیت این قدر آسانسور هاشون ترسناک بودن که من ترجیح دادم پله نوردی رو انتخاب کنم :دی.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">