از چشم ها بخونیم

کجای ِ الویت هات ِ ؟

دوشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۵۵ ب.ظ
bec9cd889fe2321edfd0f3fef15e1bae

عکس از دیوار رنگی


از بین  همین روزایی که گذشت ؛ تولدم بود. چی می شه یه روزی برای آدم  خاص می شه ؟ مگه روز ِ تولد ِ آدم چه اتفاقی قراره بی افته ؟ فکر می کردم بعضیا یادشون باشه ؛ اما نبود . حالا چندان هم ناراحت نشدم که اونا یادشون نبود ها. واقعا ناراحت نشدم . فقط فکر می کردم یادشون باشه. همین . از اون طرف ، فکر میکردم بعضیا یادشون نیست یا توقع نداشتم یادشون باشه یا اگرم یادشون نبود بازم ناراحت نمی شدم ؛ اما یادشون بود . خیلی هم دقیق یادشون بود . چی می شه آدم منتظر ِ تبریک ِ بعضیاس تو این روز ؟! بین همه ی تبریک ها منتظر یه تبریک بودم ؛ فکر کردم یادش رفته . داشتم فکر میکردم اگه بعدا گفت " ببخشید که یادم رفت " بگم چی ؟ بگم باشه عب نداره ؟ چرا . عب داشت .خیلی هم عب داشت . اگه اون آدم به من تبریک نمی گفت ؛ حس ِ اینکه منو از دنیاش پرت کرده بیرون ؛ بهم القا می شد . ولی اونم یادش بود . بحث ِ توقع نیست . بین این همه مشغله ؛ قطعا به خاطر سپردن ِ یه تاریخ کار ِ آسونی نیست . ولی بحث ِ الویت ها می تونه باشه . 




+ این قدر رسوندن منظورم  ، کار ِ سختی ِ که چند روز ِ این پست ُمی نویسم و تهش حس میکنم بازم این کلمه ها فایده نداره .
+ احساس می کنم یه خرده وسواسی شدم تو نوشتن .
+همین الان یاد ِیه دیالوگی که نمی دونم کجا خوندمش یا کجا شنیدمش افتادم . که طرف می گفت من توقع ندارم این قدر خودتو به خاطر من اذیت کنی ؛ طرف مقابل می گفت اتفاقا باید از من توقع داشته باشی ( شاید تحریف کرده باشم دیالوگ رو ؛ ولی مفهمومش همین بود خلاصه ) .


  • هیده ...

آنستلی

یک عدد من

نظرات  (۷)

هیده!
شاید باورت نشه، من همین الان که 27 سال از خدا عمر گرفتم، هیچ وخت، هیچ وخت، هیچ وخت، تو روز تولدم اونی که دلم میخاست یادش باشه و فقط در حد یه اس ام اس بهم تبریک بگه، یادش نمونده!

و من الان دیگه خوب میدونم که بحث فقط و فقط اولویته آدماس. اهمیت داشتنه. نه فراموشی و این چیزا...


پاسخ:
می دونم .
باورم هم می شه .
اوهوم ... فقط الویت ِ بندی ادماس . می دونی . من تو شرایط سخت و پر مشغله زیاد قرار گرفتم ولی آدمایی که برام تو الویت بودن ؛ سعی کردم به خاطر این مشغله ها و این حرفا تحت تاثیر قرار نگیرن . من کار ِ خاصی نکردم ها . همه ی آدما ؛ ادمای مهم و تو الویتشون رو بیشتر اهمیت میدن . دیگه الان می دونم که تو میدونی من چی می گم .
  • .: جیرجیرک :.
  • پیش ترها به خودم می گفتم اصلن برام مهم نیست اینکه کسی روز تولدم یادش باشه یا نه، اما همیشه وقتی اون روز می رسید مثل یه سنسور حساس می شدم به هر پیام و زنگ تلفن. فهمیدم برام مهمه، چون نشون میده کی بین این همه روز از سال، روزِ تو رو به خاطر می سپره. گاهی اما فراموشی های لعنتی ای به آدم دست میده. امسال من یک هفته ی تمام منتظر بودم تا فلان روز برسه و زنگ بزنم به بهترین دوستم و تبریک بگم اما دقیقن توی اون روز نمی دونم چه مشغله ای به کلی ذهنم رو درگیر کرد و دو روز بعدش متوجه تاریخ شدم  :(
    پاسخ:
    اره ... می دونی ؛ بالاخره برای آدم خوشایند ِ که می بینه بقیه بین ِ اون همه مشغله یادش هستن دیگه . این چیزی ِ که نمی شه انکارش کرد . به قول ِ تو آدم حساس می شه اصلا .

    ولی آره قبول دارم  ممکن ِ  آدم با وجود اینکه کلی به خودش یاداوری کرده  بازم یادش بره. . . شاید بستگی داره چه قدر به اون آدم در طول ِ روز فکر می کنی .
    برای من امسالی که گذشت تنها سالی بود که اونی که برام مهم بود بهم تبریک گفت :/
    پساپس تولدت مبارک ;)
    پاسخ:
    خوب خوبه که بالاخره تبریک رو گفته باز.

    مرسی (: .


    منم یه وقتهایی توقع دارم تولدم یاد عزیزام بمونه که یعنی من براشون مهمم تو اولیتهاشون هستم
    پاسخ:
    آدم دوست داره بدونه تو الویت های کیا هستش .
  • عاشق بارون ...
  • تقریباً پستت از زبون منم بود!! :))
    پاسخ:
    (: .
  • نیمه سیب سقراطی
  • از اول پاییز دارم با خودم تکرار میکنم ۲۴ آبان ۲۴ آبان ۲۴ آبان ....
    تولد یه دوسته :)

    + تولدت پساپس مبارک هیده‌جان متولد خزان :)
    پاسخ:
    یه اسکرین شات از چیزی که اون روز رو یادت بندازه بگیر بذار رو صفحه گوشیت ((: .

    + مرسی عزیزم (: .
    هوووم... میفهمم...
    پاسخ:
    چه خوب که متوجهی ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">