از چشم ها بخونیم

خرید ِ خوبه ولی تنهایی نع .

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۱۵ ب.ظ


24

عکس از دیوار رنگی


از تنهایی بیرون رفتن بدم میاد . حالا به جز اون مواردی که آدم دلش تنهایی می خواد ؛ دوست ندارم تنها برم خرید ؛ مخصوصا مراکز شلوغ رو ؛ مخصوصا شب های عید رو . انگار تنهایی آدم اونجا بیشتر به چشم میاد .حالا باید دقیقا فردا تنها بلند شم برم قشنگ وسط یه جمعیت بزرگ . تنهایی تو انقلاب قدم بزنم ؛ برم مرکز تبادل کتاب . تنهایی برگردم . تنهایی برم جواب آزمایشم رو بگیرم . تنهایی برم جواب آزمایش رو به دکتر نشون بدم . تنهایی برگردم. این قدر دوتایی ؛ سه تایی بیرون رفتن رو دوست دارم که مثلا دیروز با اینکه باشگاه بودم و خسته ؛ با اینکه کلی کار داشتم ؛ بدو بدو همه کارها رو هماهنگ کردم تا باهاشون برم بیرون . در حالی که به معنی واقعی کلمه هیچ چیزی نمی خواستم بخرم . حالا فردا باید تنها برم گوشه گوشه ی شهر . اون دفعه هم تنهایی رفتم خرید . تنهایی رفتم وسط جمعیت با دست های پُر هی صَندل پا کردم و تنهایی پولش رو به صندوق دادم و برگشتم . تنهایی تو صف وایستادم تا سبزی خرد کرده بخرم و اون آقاهه هم اتفاقا بدون نوبت سبزیش رو گرفت رو رفت .

به فلانی پیام دادم که می خوام برم انقلاب ؛ کتاب نمی خوای ؟ که گفت من الان اصلا تهران  نیستم ! اینجا بود که یادم افتاد عه راستی ما قرار ِ امسال نریم مسافرت . ناراحت نشدم ولی دلم دریا خواست . البته وقتی فکر کردم که اگه قرار بود بریم مسافرت ؛ کجا می رفتیم ؛ نه تنها ناراحت نشدم ؛ خوش حال شدم که حتی برای آخر تعطیلات شیفت هم رد کردم و نمی رم مسافرت .

هر سال این موقع ها یا داشتم سفال رنگ می کردم ؛ یا ظروف هفت سین رو درست می کردم یا تخم مرغ رنگ می کردم .... امسال حتی بهش فکر هم نکردم . هفت سین نداشته باشیم چی می شه ؟!

با همه ی این تفاسیر ؛ حتی با وجود اون بسته ی پستی منحوس که آخرین روزهای سالمون رو به تنهایی به گند کشید ؛ولی زندگی هنوز قشنگی های خودش رو داره (: .



+تعیین سطح رو هم باید به لیست بالا اضافه کنم .

+بیاید تو چهارشنبه سوری کمتر کشور رو به آتیش بکشیم :دی |: . چه وضعی ِ آخه . من باید همه ی کارهای فردا رو امروز انجام میدادم که از ترس شهید شدن به فردا موکول شد:دی. می خواستم یه پست مستقل برای چهارشنبه سوری بنویسم اصلا.... باشه بعدا .

+تف به چیزایی که دیروز دیدم و دلم پیششونه و کاش می خریدمشون :دی.

+برای هر خوب و بدی ؛ استثنایی هست . من قانون صادر نمی کنم ( اشاره به عنوان :دی. ) .


نظرات  (۳)

اتفاقا من ترجیح میدم تنهایی خرید برم..راحتترم...

منم دلم دریا خواست...

خداروشکر شهر ما امسال خیلی کمتر شده این ترقه ترکوندن ها :|
پاسخ:
جدی ؟ :دی.
من شاید تو این چند سال یکی دو بار دلم خواسته تنها برم خرید یا تنها برم جایی .

کی ِ که دلش دریا نخواد ....

اتفاقا اینجا از نیمه بهمن شروع کردن |: .
به عنوان یه آقا طبیعتاً از خرید فراری‌ام اما منم خرید مشورتی رو به خرید تنهایی ترجیح میدم
پاسخ:
(((: .
فرار تا به کِی :دی.
  • فاطیما کیان
  • خیلی کم پیش میاد تنهایی بیرون برم ,همیشه یه رفیق پایه برای اینجور وقت ها دارم مگر اینکه همونم وقتش پر باشه که مجبور تنهایی به کارام برسم ...
    پاسخ:
    دقیقا مسئله این ِ که یه وقتایی هیشکی وقت نداره :دی.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">