از چشم ها بخونیم

برای منو 25 ساعته بزنید لدفا

شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۱۸ ق.ظ

51

عکس از دیوار رنگی


از وقتی که شبا ؛ بیشتر وقتا اونم قبل خواب ، دارم به این فکر می کنم که ساعت کلاس و کار و دانشگاه رو چطوری هماهنگ کنم که به همش برسم ؛ با خودم می گم اونایی که خودشون انتخاب واحد می کنند چی کشیدن تو طول ِ تحصیل . من همیشه انتخاب واحد هام ؛ یه برگه ی از پیش تعیین شده بود و وارد کردن یه سری کد ...تمام . هیچ وقت عجله نداشتم . هیچ وقت حتی تا چند روز بعد از انتخاب واحد نگاه نمی کردم فلان کلاسم چه ساعتیه یا حتی چه روزی . یه وقتایی یادم می رفت اسم واحد های درسیم چی بود ( البته این کم پیش اومد :دی ) . اما حالا . شبا به این فکر میکنم که اگه روزای زوج کلاس زبان بردارم ؛ می تونم ظرف نیم ساعت از این ور  شهر برم اون ور شهر ؟! یا مثلا چه روزایی بگم میام دانشگاه که بتونم باهاش باشگاه هم برم ؟  خوب اگه دانشگاه باهام راه نیمد چی ؟! اگه کارم طول کشید و به زبان نرسیدم چی ؟! 

این روزا ؛ با اون روزایی که صبحا دیر پا می شدم ... نیم ساعت بعد از بیدار شدن تو رخت خواب وول می خوردم و بعدش برای خودم بودم ؛ باشگاه بودم ؛کتاب می خوندم ؛ بیرون بودم ، فرق داره .

این روزا برای نیم ساعت بیشتر خوابیدن التماس ساعت می کنم.این روزا ؛ بعضی وقتاش رو وقت کم میارم . تند تند یه چیزی درست می کنم و دیر وقت می پرم تو حموم  چون فردا نمی رسم برم حمام و عصر جایی دعوتم (باوجود اینکه شب با موی خیس خوابیدن رو دوس ندارم ). این روزا وقتی شین می گه بریم بیرون باید دنبال سوزن تو انبار کاه بگردم .

با همه ی این تفاسیر ؛ این روزا رو فعلا دوس دارم . دلم تنگ شده بود براش . البته قراره به زودی یه خرده برنامه ها سبک شه که تا مجددا اوج بگیریم :دی. 

می گفت اولش یه خرده سخته . بعدش عادت می کنی . خودمم فکر می کنم شاید وقتی عادت کردم ؛ بتونم از تو اون انبار کاه سوزن پیدا کنم :دی.


+ دارم فکر می کنم یه تگ اضافه کنم . مثلا یه چیزی شبیه " من و اینا " یا " من و اونا " :دی.

نظرات  (۴)

  • آدرینا عظیمی
  • مقوله ی انتخاب واحد را می گذارم کنار که یادم نیافتاد دل آشوبه های اول ترم و ظرفیت های پر شده ی کلاس و استادهایی که مجبووور بودی واحد قبول کنی باهاشان (الان یادم نیافتاد اصلا، دقت داری :دی)

    اما...
    پُرکار بودن یک نعمت است. می دانم که خمار خوابی و استراحت و چند ساعتی برای خودت بودن. اما همین سر شلوغی ها و برنامه چیدن های فشرده برای یک روز، لذذذت بخش است زیــــاد :)

    موید باشی ^_^
    پاسخ:
    عی بابا . من خیلی سعی کردم یادت نیاد (((: .

    دقیقا ...

    مرسی و هم چنین (: .
    اینجور وقتها درسته پدر آدم درمیاد ولی حس مفید بودن بهش دست میده :)
    پاسخ:
    دقیقا . ارزش داره :دی.
    ترم های اول چقدر ایام انتخاب واحد استرس داشتم..یادش بخیر :))

    من انقدر دلم برای این روزهای تو تنگ شده. انقدر بیکارم و وقت آزاد دارم حوصله ام سر رفته :دی
    پاسخ:
    یادش به خیر ( البته من یادی ازش ندارم :دی. ) .
    حالا منو الان این طوری نگاه نکن . دو ماه پیش عین تو از بیکاری به پوچی رسیده بودم ؛ پس درکت می کنم :دی.
  • نیمه سیب سقراطی
  • برو عاامووووووو من سر هر انتخاب واحدم پیر شدم :))
    پاسخ:
    ((: .
     
    الان بیشتر دلت رو بسوزونم یا کافی بود ؟! :دی.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">