از چشم ها بخونیم

درباره ی آووکادو

يكشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۸:۱۰ ب.ظ


Image result for ‫اووکادو‬‎

از الطاف گوگل


+از معدود دفعه هایی که عنوان داشتم برای پستم ولی خوب عنوان از پیش این طوری تعیین شده بود :دی.


+ وقتی برای اولین بار این وبلاگ رو دیدم و صفحه اش لود شد اومد بالا ... وقتی برای اولین بار پست ها رو خوندم . وقتی پیج ِ" درباره آووکادو " باز شد و تو قسمت علاقه مندی ها" نقاشی - نمایش نامه نویسی - سفر - عکاسی - موسیقی و گل و گیاه " و رو دیدم ؛ خیلی تعجب نکردم ولی اون قسمت مدرس دانشگاه منو برد تو فکر . تند تند داشتم تو ذهنم لیست اسامی استاد هامون رو بالا پایین می کردم . نه اینکه ببینم این نویسنده می تونه کدوم یکی از استاد هامون باشه ؛ چون اصلا رشته ی من و این نویسنده هیچ گونه ربطی به هم ندارن ؛ بلکه داشتم می گشتم ببینم کسی از استادهامون هست که هم چین روحیه ای داشته باشه . چیزی پیدا نکردم . البته ؛ شاید من خوب نگشتم یا استاد هام رو خوب نمی شناسم .

به نظرم آدمی که هم چین روحیه ای داره ؛ استاد خوبی می تونه باشه . نه از اون استادا که می خوان انتقام دوران دانشجویی خودشون رو از دانشجوهای روبروش بگیرن .

داشتم فکر می کردم مثلا کدوم استاد اگه وبلاگ داشت ؛ چطوری می نوشت .  خوبه استاد آدم این قدر خوب وبلاگ بنویسه ؟!

خیلی دوست داشتم بدونم علت این علاقه ی وافر به آووکادو چیه . آخرین خاطره ام از آووکادو یه میوه ی بی طعم ( یا حتی بد مزه ) بود . البته با تمام احترام به دوستاران این میوه . شاید ما بلد نبودیم و نوع مرغوب رو نخریدیم  یا شاید باید با چاشنی خاصی سرو می شد .



+ نوشتن در مورد آدما این قدر سخت نبود . بود ؟!

+در راستای چالش هدیه ی تولد آووکادو .

+ بخشی از پاراگراف های بالا تو دفعه ی اول خوندن این وبلاگ اتفاق نیافتاد . جا داشت اعتراف کنم :دی.

  • هیده ...

از مجازی های دیگه

نظرات  (۷)

  • ❤ ۞ ДtěԲéկ ۞ ❤ ...
  • لایک
    :)
    پاسخ:
    (:  .
    جزو وبلاگ‌نویسای دوست‌داشتنی‌مونه ^_^
    منم همین روزا براشون می‌نویسم...
    پاسخ:
    بعله ...
    منتظریم (: .
    متشکرم بابت این هدیه ی زیبا و فوق العاده که باعث شد دو بار بخونمش و حس خوبی پیدا کنم :-))

    +هنوز خیلی مونده که من استاد بشم! من فقط مدرس هستم:-)

    +واقعا آووکادو بی مزه س و با سلیقه ی غذایی ما ایرانی ها سازگار نیست... اما بسیار سودمند برای انسان...  من فقط گاهی هنر و ادبیات رو شبیه آووکادو میبینم! (فقط گاهی)
    پاسخ:
    +خواهش می کنم . قابلی نداشت . خوش حالم که حس خوب داشته (: .

    +مدرس و استاد ...خیلی فرق ندارن (: .

    +خوب پس من درست متوجه شدم :دی.....قطعا . اکثر بی مزه ها ؛ بی فایده نیستن . چه دید ِ جالبی .
    :))
    پاسخ:
    (: .
    اووکادو خیلی خوبه و خوب مینویسه :)
    پاسخ:
    بعله (:  .
    این روزا همه اووکادو دوست دارن :)
    پاسخ:
    شما چطور ...
    در راستای اون که می گفت " این روزا همه فلان رو نگاه می کنند ؛ شما چطور  " :دی.
    من که به استادهای دانشگاهمون امیدوار نیستم!
    پاسخ:
    جا داره بگم ؛ چه قدر بد که اصلا بهشون امیدی نیس.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">