از چشم ها بخونیم

۱۳ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

دلــــــــــش ؛ دریا بود ...دریا

سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۰۲ ب.ظ

Getting my coffee in before I start taring religious asses up. I'm about that "crashing-the-religious-fairy-tale-party" life.


منبع


همینطوری خیره شده بودم به روبروم . پیرزنی با این صندلی های کوچیک سعی داشت کنارم جایی باز کنه تا هم بشینه هم نماز بخونه . خودم رو جمع و جور کردم تا صندلیش جا بشه . بعد از کلی بالا پایین ؛ مستقر شد . سعی داشت جای مُهرش رو درست کنه تا راحت تر نماز بخونه ... نماز خوند . نمی دونم چی بود ولی طولانی... من هم چنان داشتم به همه چیز و به آدمایی که می شناختم فکر می کردم  ؛ در حالی که حالا دیگه دستم رو به کناره ی صندلیش تکیه داده بودم . نمازش تموم شد . شروع کرد دعا کردن . به زبان ترکی حرف می زد و من از 100 کلمه 20 کلمه می فهمیدم . تازه اونم فقط کلمه مفهوم بود نه کل ِ جمله ... هم چنان که بازم خیره بودم به روبرو ؛ لبخند اومد رو لبم . یه حس خوب داشت صداش . نمی فهمیدم چی می گم ولی حسش خوب بود . یه حس ؛ درست شبیه مادربزرگ های مهربون که برای همه دعا می کنند . با همون چهارتا کلمه ی دست و پا شکسته ای که می فهمیدم ؛ فهمیدم چه قدر دلش بزرگه . چه قدر بزرگ بزرگ دعا می کنه . همه رو تو دعاهاش جا میده .

دیگه خیره موندن به روبرو جایز نبود  . سرم رو برگردوندم و با لبخند بهش گفتم " من ترکی بلد نیستم و خیلی متوجه نمی شم چی می گید ؛ ولی خیلی قشنگ دعا می کردید " . لبخند زد . شک ندارم سعی کرد کلمه های آسون تری انتخاب کنه منم یه چیزی بفهمم . گفت " این دعاها برای شماهاست . ما هم دیگه پیر شدیم " .

همینطوری شوخی شوخی ؛ با همون زبان دست و پا شکسته که چه عرض کنم ؛ با زبان ِ فلج ِ من از زبان ترکی با هم حرف زدیم و با کلی سال اختلاف سنی برای هم دیگه حال ِ خوب آرزو کردیم .




+ نه تنها دیشب دو ساعت و نیم خوابیدم و به لطف کافئین اینجام ؛ بلکه هیچ کدوم از نامه بازی های اداریم به نتیجه نرسید و یه مهمونی دوست نداشتنی مونده رو دستم |: .



  • هیده ...

گشتم نبود ؛ نگرد نیست

جمعه, ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۲ ب.ظ

منبع



یه وقتایی من می گم آدم باید رو مودش باشه . رو مود ِ هر کاری که می خواد بکنه . من امروز رو مودش نبودم . رو مود اینکه کارهای باقی مونده ام رو ( که اتفاقا خیلی هم هست ، { بر صورتش می کوبد } )انجام بدم . صبح که این قدر هوا دلبری کرد که من همش فکر کردم هنوز صبح زوده و از جام بلند نشدم . بعدشم که بیدار شدم همینطوری به صورت انلاین به چند نفر مشاوره دادم و یهو شد ظهر ! بعد هم که مهمونی و مهمون و اینا ...  بعدم که همینطوری نشستم پیام های تلگرامم رو چک کردم و اتاق رو از فروپاشی نجات دادم و الان ساعت 10 و 5 دقیقه ؛ هنوز همه کارهام مونده !

بعد الان دلم می خواد بشینم فایل های صوتی که خریدم رو گوش کنم . یا بشینم فیلم ببینم ( که البته فرندز نیست فیلم مورد نظرم ) .ولی این عذاب وجدان نه می ذاره کاری انجام بدم نه اون قدری قوی هست که بلندم کنه به کارهام برسم ... 




+ همه ی اینا رو بهونه کردم که یه چیزی بنویسم تا بگم ؛ پاییزه ی کتاب شروع شده . اگه اهلش هستید و لازمش دارید وقتشه (: .

  • هیده ...

هر جا که روم ؛ پیش ِ تو می آیم باز

چهارشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۹ ب.ظ



گالری هیده


با چشم های من ببینید (: .




++من الان برای تصمیم گیریِ چیزی به قول ِ استادمون مثل آهو تو عسل گیر کردم! |: .

+ عنوان از سعدی.

  • هیده ...

یک تکراری ِ دوست داشتنی

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۰۷ ب.ظ
loving you was red



 پیاده روی سر صبح حتی با اون خستگی ِ باقی مونده ؛ اون موکای سر صبح که مردد بودم بین خوردن یا نخوردنش ؛ اون درخت های رنگی محوطه ؛ اون عکس ِ ساده ای که گرفتم ولی خودم عاشقش شدم ؛ اون پیاده روی ِ تو بلوار کشاورز  ؛ همه ی اینا بهترین چیزی بود که می تونستم به خودم بدم امروز و کلی حالم رو بهتر کرد .


+ به نظرم اگه تهران هستید و تو این روزا نمی رید بلوار کشاورز که ......برید دیگه |:  !

+برای گوش هامون : سینا سرلک :  چشم های آبی
  • هیده ...

چگونه به مشهد برویم

چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷ ب.ظ
This week's travel tip: Never pack something that you haven’t worn before!! Otherwise you’ll find your new shoes too uncomfortable, your new jacket too flimsy, your new underwear too wedgie-prone. You do not want this kind of bad surprise during your trip.  #Radissonhotelphoenixnorth #TravelTip

+عکس تزئینی :دی.



اول باید دلتون بخواهد . بعد پول هایتان رو جمع کنید . حالا وقت آن است که تقویم رو بردارید و دنبال تاریخ های احتمالی و تاریخ هایی که می شه رفت رو  در نظر بگیرید. بعد حسابی از این تور به اون تور پرس و جو کنید . در این مرحله باید ببینید چه قدر کار باید کنسل و یا موکول کنید . در مرحله بعد کار های باقی مونده رو بررسی کنید . حالا تمام این مراحل رو برای سایر همسفر هاتون بررسی کنید  .در صورت هماهنگ بودن همه ی اینا دنبال بلیط یا سوییچ ماشین یا هر چیزی که بشه باهاش رفت باشید ...


حالا...

حالا همه ی اینایی که گفتم رو بریزید دور . کافیه طلبیده بشید . همین . در همین لحظه شما راهی مشهد هستید .





  • هیده ...

از قضا ؛ آهنگ های خوبی هم پلی شد

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ب.ظ



دیشب ؟

عصبانی . شاکی . دلخور . با یه پوزخند گوشی رو انداختم رو میز و رفتم دنبال کارام .

صبح ؟

آروم تر اما هم چنان دلخور . دور میز ؛ سر کار های گروهیمون . تعریف کرد . توضیح داد . تا حدی شفاف سازی . آروم تر شدم . دلخوری ها کمتر شد .

عصر ؟

عالی  ... چون هوا خوب بود . هندزفری و جیب های بزرگ تو هوای سرد و پیاده روی . دلم می خواست تا خود اون سر شهر پیاده برم . وسط راه یه قهوه از این بیرون بری ها بگیرم دستم و هی آهنگ ها رو عوض کنم و قدم بزنم. اما ...اما یاد ِ پنج شنبه ی پیش و تب و لرز و گلوی نه چندان خوب شده ام افتادم . زودتر خودمو رسوندم خونه .



+صرفا جهت آگاهی : دی جی کالا دعوت به کار کرده ؛ برای اونایی گرافیک و اینا خوندن . ( توی صفحه ی اینستاگرامشون ) .


  • هیده ...

نیازمندی ها 22

يكشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۳۶ ب.ظ

More Ideas Below: Cheap screened in porch and Flooring & Doors & Lighting Farmhouse Bar Exterior Modern screened in porch diy Curtains Simple With Patio screened in porch with fireplace Rustic Addition screened in porch ideas Front Windows Front Small Furniture screened in porch decorating ideas With TV With Hot Tub Privacy screened porch designs With Columns With Fireplace Tiny screened porch decorating DIY And Deck Decorating Ideas Plans On A Budget How To Build A Design


چیزی که من برای آخر هفته می خوام .


ولی نداریم . 




  • هیده ...

دیگه نگران چی هستید ؟

شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۰۱ ب.ظ
No matter how well versed you may be with the latest goings-on in the world, it’s all too easy to slip behind occasionally. However, according to a survey by Ipsos MORI, some corners of the world could be more guilty of this than others.




هر بار که یه مسافتی رو تو خیابون انقلاب پیاده میرم ؛ سه تا پایان نامه تحویل می دم ؛ دو تا دکترا تو دو تا رشته مختلف می گیرم . حتی همین امروز 100 امین مقاله ام رو هم ثبت کردم . حیف دیرم شده بود وگرنه برای اعزام به بهترین کشور ها هم داشتم اقدام می کردم . فقط مونده شام امشب که نشد اونجا جورش کنم .
  • هیده ...

تقدیر

پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۵ ب.ظ

Autumn Cozy



+مامان ؛ با بابا کجا آشنا شدی ؟

- مترو .

+ چطوری؟؟؟

- دیرم شده بود . داشتم می دویدم تا قبل از بستن شدن در قطار سوار شم . بابات دستش رو گذاشت لای در تا در بسته نشه و من سوار شم و ....



*الهام گرفته از مشاهدات مترویی !
  • هیده ...

درمان سرپایی

چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۰۳ ب.ظ

T h e  s n u g g l e  i s  r e a l



اونی که امروز کلی از مسیری که با ماشین می رفته رو ؛ از این ور انقلاب به اون ور انقلاب ؛ پیاده رفته و با خودش و هندزفری و آهنگ های پلی شده برای خودش بوده ؛ و دوباره کلی مسیر رو تا خونه پیاده رفته ؛ خود ِ من بودم . خود ِ من که فکر می کردم حالم رو بهتر کرده این کار ؛ که اتفاقا هم کرده بود ؛ تا اینکه عصر احساس کردم یک سال ِ سرماخوردگی دارم  و بدن درد و سر درد و گلو درد منو کوبوند زمین |: .



  • هیده ...