از چشم ها بخونیم

۵ مطلب در آبان ۱۳۹۶ ثبت شده است

صدامو داری ؟

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۱۷ ب.ظ


می دونی . من با خدای خودم خیلی کِیف می کنم . حالا نه اینکه فکر کنید من الان با چادر و پوشیه و اینا می چرخم و از اون مذهبی های متعصبم. به قول ِ اون فیلم سینمایی معروف " خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست،خدا ، خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست " . حالا منم همون آدم خلافکار ِ که خیلی با خداش کِیف می کنه . می دونی .... یعنی اگه از یه سری فاکتور های خوبی و بزرگی و بخشندگی که خود همین بخشندگی گاهی اوقات خودم رو به وجد میاره ؛ بگذریم : همین که خدا از همه چی خبر داره و نیازی نیست برای خدا توضیح بدم و شفاف سازی کنم ؛ خدا رو برای من یه شخصیت و یه هویت ِ دوست داشتنی کرده . خدایی که نگران نیستی که نکنه اشتباه منظورم رو متوجه شده باشه . می دونی یعنی قشنگ از همه چی خبر داره . چیزی رو نمی شه ازش قایم کنی و خیلی وقتا دستت براش رو می شه حتی . می دونی که لازم نیست برای تمام فعل هایی که تو طول ِ روز انجام دادی و برای هر کدومش نیت های دیگه ای داشتی که اصلا در ظاهر نشون نمی ده تو چه نیتی داشتی ؛ توضیح بدی ! حتی همین پستی که من الان جون کَندم تا بنویسم رو اون خیلی راحت از سیگنال های ذهنی من که حتی به حرف و صفر و یک هم تبدیل نشده می دونه . می دونی وقتی دیدم می تونستم جای دیگه ای باشم ؛ ولی الان نیستم و همه ی اینا به خاطر چند نفری بودن که جلوی من بودن و من ناراحتم از بودنشون ؛ یعنی اینکه کاش من جلو تر بودم ؛ نه اینکه اونا مرده بودن و نیازی نیست برای خدا توضیح بدم منظورم چی بود و اون می دونه من چی می گم . یاد ِ یه دیالوگی افتادم ؛ " مریض ِ تو لیست انتظار پیوند عضو می گفت یعنی باید دعا کنم یکی مرگ مغزی شه تا عضوش به من برسه . نه من اینطوری دوست ندارم . "

حالا منم شبیه همون کسی ام که برای رسیدن به خواسته اش می گفت کاش چند نفر نبودن ؛ نه اینکه اصلا نبودن ؛ کاش فقط جلوی من نبودن .



+عکس رو می بینی ؛ نمی دونی باید بخندی یا گریه کنی )):))



+اصلاحیه:  اول اینکه ؛ به جای کلمه ی فلان از کلمه ی " متعصب "  استفاده کردم تا منظورم واضح تر بیان شه . اصلاحیه دوم  ؛ برای اینکه برای کسی سوءتفاهم پیش نیاد ؛ مثل اون دوستی که منظور من رو بد برداشت کرده بود ؛ گفتم این توضیحات رو به پایین پست هم اضافه کنم :


{ آره . شاید باید بیشتر توضیح می دادم تا منظورم رو شفاف تر بیان کنم . شاید دوم اینکه شاید باید به جای استفاده از کلمه ی " فلان " از کلمه ی دیگه ای  استفاده می کردم ولی اون موقع واقعا هیچ کلمه ای به ذهنم نرسید .
توضیح بعدی اینکه منظورم من این بوده که بعضی از آدم های مذهبی ؛ تاکید می کنم بعضی از آدم های  مذهبی که شاید مذهبی های متعصب هم بشه صداشون کرد مثلا موسیقی به هیچ وجه گوش نمی دن . حتی بی کلام . یا مثال هایی از این دست که نمی خوام دونه دونه ذکر کنم . منظور من این بوده که من خیلی از کارهایی که اونا انجام نمی دن رو انجام می دم و ادعایی ندارم یا بر عکس . ( و جا داره در ادامه برای جلوگیری از سوءتفاهم بعدی اضافه کنم که ؛ من خودم به شخصه آدم های مذهبی زیادی رو دیدم یا حتی می شناسم که نه تنها خیلی اجتماعی هستن و کلی فعالیت فرهنگی انجام می دن ؛ بلکه خیلی هم خوش مشرب هستن و بودن باهاشون از اون خاطره های خوب می سازه ) .
به هیچ وجه قصد توهین به مذهبی ها یا غیر مذهبی ها نداشتم و ندارم .

  • هیده ...

امید

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ


اینکه کلی از روز های تعطیل و خالی ِ پاییزم رو رفتم بیرون و عکاسی کردم اما هنوزم انگار کم ِ ؛ ولی گذاشتم برای پاییز سال ِ بعد یعنی اینکه امید دارم که پاییز دیگه رو هم می بینم . اینکه فلان چیز رو این ماه نمی خرم و می ذارم برای خرید های ماه بعد ؛ یعنی هنوز امید دارم که ماه ِ دیگه رو می بینم و حساب بانکیم کفاف می ده . اینکه خیلی از کارها رو گذاشتم برای سال ِ بعد یعنی اینکه امید دارم . امید دارم که هنوز وقت دارم . چه قدر آدم هستن که امیدی ندارن به دیدن ِ دوباره ی بهار و پاییز ؛ به دیدن دوباره ی آبان ؛ به دیدن دوباره ی هر آنچه که می بینن ؟

  • هیده ...

آنچه را می پرورانی پشت پیشانی بگو

پنجشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۴۳ ب.ظ


اولش فکر می کردم من کم حرف شدم و کمتر می نویسم . ولی دیدم کلا شبیه یه موج افتاده تو بیان و بقیه بلاگر ها . یعنی تعداد وبلاگ هایی که هر روز آپ می کنند هم کم شده . بعید می دونم بحث کم بودن موضوع بوده باشه. مثل خودم که کلی موضوع داشتم و دارم برای نوشتن اما دستم به نوشتن نمی ره . مثل خاطره های خوب مثل خاطره های ترسناک مثل هیجان هایی که بود . وات اِور . خیلی خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می کنم داره می گذره و این مثل همیشه یه حرف تکراری اما واقعی ِ . همین چند روز پیش بود منتظر بودم تولدم شه ولی خوب الان کلی از تولدم گذشته. چی می شه روز تولد آدم برای آدم مهم می شه ؟ . پاییز از وسط هاش گذشته ؛ هر بار با دیدن این نارنجی ها یاد ِ رادیو چهرازی می افتم که می گفت " نگا نارنجی ها رو . نگاه نارنگی ها رو ". حالم خوبه و این تو  این فصل خودش یه غنیمت ِ . حالم خوبه با وجود کلی از نابسامانی هایی که هست و این خودش جای تعجب داره . یعنی با علم به اینکه بعضی چیزا سر جاشون نیستن دارم ادامه می دم و امیدوار هم هستم و این خودش جای بحث داره که چطوری که خودمم نمی دونم . یعنی ریتم زندگی قطعا یه ریتم سینوسی ِ که می تونه یه pvc هم وسطش باشه و هیچی تغییر نکنه و نوار قلب زندگی و حال ِ منم یه چیزی شبیه همین ِ که گفتم . حتی نوار زندگی هم می شه صاف شه ولی بازم برگرده به حالت اولش . یعنی یه وقتایی یه حرفایی آدمو به خط صاف تبدیل می کنه . حالا لزومی نداره اون حرف به تو گقته شه ؛ می تونه مخاطب اون حرف یکی از عزیزانت باشه . هیچ وقت فکر نمی کردم فلانی این قدر برام عزیز شه که وقتی بفهمم کسی بهش بی احترامی کرده خط حال و هوام یه خط صاف شه . خط صاف شدم اما بعدش با ریتم خیلی قوی برگشتم به حال و هوای خودم. برگشتم که ثابت کنم به اون آدم که حرف بیخودی زده . بعدش خودم تعجب کردم چرا این قدر ناراحت شدم وقتی حتی مخاطب اون حرف من نبودم . می دونی اینجور وقتا آدم یهو به خودش میاد می بینه چه قدر بعضیا براش مهم شدن .


+عنوان از شعرِ آهنگ جاده می رقصد - گروه چارتار

  • هیده ...

ولی تو چیز ِ دگری

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۲۷ ب.ظ


برای گوش هامون : اهنگ بغض از زانیار خسروی و مازیار لشنی ( گروه ایهام ) .لینک مرتبط .

برای این آهنگ یه کلیپ هم ساخته شده که اگه سرچ کنید می تونید پیدا کنید .


  • هیده ...

تعلق

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ب.ظ






+برای گوش هامون : "شب " از آرمان گرشاسبی (چارتار) . دانلود .


  • هیده ...