از چشم ها بخونیم

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

نسخه ی شست و شو

يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۳ ب.ظ


عکس از کانال freedom


الان هوا خیلی خوبه ؛ نسیم خنکی میاد که با گرمای سر ظهر ، خودش به تنهایی یه تناقض بزرگ ِ . چایی تازه دم گوشه ی آشپزخونه آماده اس و می تونم اراده کنم و برم چایی بریزم و بخورم که  این ناراحت بودن رو بشوره ببره . من الان در یکی از ناراحت ترین وضعیت های ممکنم هستم در حالی که می تونستم در خوش حال ترین حالت ممکن باشم ؛ پس وقتشه که چایی بریزم بخورم بشوره ببره . حالا اینکه اطرافیان خیلی متوجه علت چایی خوردن من نمی شن ؛ از همون ویژگی " نشان ندهنده بودن " من منشا می گیره که بعضی وقتا بد هم نیست . آدم یه وقتایی نمی دونه تو ناراحت بودن ِ خودش مقصر هست یا نه . یعنی نمی دونم می تونستم کاری کنم که الان اینطوری نباشه یا نه که حداقل الان چیزی به ذهنم نمی رسه ؛  البته الان  چندان فرقی هم تو نتیجه نداره و من در نهایت باید برم چایی بریزم بخورم بشوره ببره . باید یه چایی بریزم بخورم تا بتونم دوباره بشینم فکر کنم ببینم باید چی کار کنم . بتونم بفهمم انتخابم از روی ترس ِ یا از روی منطق ِ . بشینم فک کنم ببینم منطقم درست می گه یا نه  . یه وقتایی تصمیم گرفتن خیلی سخته .

  • هیده ...

جهش های فرهنگی

دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۴ ب.ظ


عکس از کانال رنگی رنگی


با وجود اینکه الان معتقدم رتبه ی کنکور هر کسی درست مثل بقیه مسائل شخصیش می مونه و اون حق داره به کسی نگه چه رتبه ای گرفته ؛ به اینم معتقدم که همین رتبه ی کنکور قبلا خیلی هم شخصی نبوده . سال ها طول کشیده ؛ سال ها بی فرهنگی ذره ذره تو تمدن 2500 ساله ی ما رخنه کرده و باعث شده که رتبه تبدیل بشه به یه مسئله ی شخصی . حالا اینکه چرا اینطوری شد رو ؛منم نمی دونم . ولی شاید به خاطر اینکه وقتی کسی که شده 500 با فخر با کسی که شده 1500 حرف می زنه ؛ وقتی کسی که تو خانواده؛ رتبه ی خوبی نگرفته ؛ از اطرافیان بازخوردی خوبی نمی گیره و می شنوه که " عه ... تو که خیلی خوندی ؛ اون همه پول خرج کردی ؛ آخرش هم شد این !" ترجیح می ده به مرور زمان یه نمره ی عادی رو تبدیل کنه که به یه مسئله ی شخصی . ترجیح می ده رتبه ی کنکورش رو بازگو نکنه ؛ تا حرف هایی از این دست ؛ حتی از روی دلسوزی اطرافیان؛ نشنوه .



+حدیث جان ممنون بابت نظرت (: .



  • هیده ...

اسب سواری تیر اندازی و روابط اجتماعی

جمعه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۲ ب.ظ

عکس از  کانال cafe dialect


 یه سری چیزا هست برای بزرگ تر شدن که با خوردن شیر و ویتامینه برای بچه ها حاصل نمی شه . حالا شما میلی گرم ؛ میلی گرم آهن و کلسیم و زینک و غیره برای بچه مهیا کن ؛ اینا همه چیز برای بزرگ تر شدن نیست . یه بخشی از بزرگ تر شدن هست که باید تو جامعه و ارتباطاتش با بقیه جذب کنه تا بزرگ شه . باید بره تو فضاهای اجتماعی و ببینه که ممکن ِ حقش رو بخورن پس باید مراقب ِ حقش باشه . باید بعدا بره تو محیط کار و ببینه که جو خاله زنک بازی ( که لزوما مختص خانم ها هم نیست ) صرفا برای مهمونی های دور همی نیست و می شه اونو تو یه مرکز  پزشکی هم پیدا کرد حتی. اینو باید خودش لمس کنه که شاید نزدیک ترین دوستش بشه نزدیک ترین دشمنش . باید خودش حس کنه که خیلی وقتا یه دوست ِ خوب پیدا کردن و نگه داشتنش براش یه ثروت بزرگ محسوب می شه . باید تجربه کنه هر کسی نون دلش رو می خوره  .خودش باید طعم ِ نرسیدن رو حس کنه و این چیزی نیست که بشه شما براش شبیه سازی کنی . باید اینو درک کنه و بفهمه که ریتم زندگی ؛ یه ریتم ِ سینوسی ِ درست مثل نوار ِ قلب ِ یه انسان سالم  ؛پس بالا و پایین زیاد داره . باید یاد بگیره که خودش مسئولیت گلش رو به عهده بگیره .

  • هیده ...

من و خودم دوتایی

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ق.ظ


عکس از نمی دونم کجا!

همه ی ما ؛ دو تاییم . ما و اون مایی که تو ذهنمون داریمش . همونی که خیلی وقتا باهاش حرف می زنیم . همونی که اون بالا نشسته و نقش های مختلفی داره . یه وقتایی می شه عاقل ِ درون یا می شه کودک ِ درون . این همون شخصیه که وقتایی که موندیم چی کار کنیم باهاش حرف می زنیم تا به نتیجه برسیم که چی کار کنیم . " یعنی برم اینجا " " یعنی بخرم اینو " " حالا چی کار کنم " . بازم یاد ِ انیمیشن inside out افتادم . انگار که ما اون بالا ؛ لابه لای سیناپس های مغزیمون یه اتاق فکر داریم . همه کراکتر های هیجان و منطق و عقل و احساساتمون دور هم می شینن و تصمیم می گیرن و رای نهایی عین ِ یه تصمیم جدید از سیناپس های مغزیمون میاد پایین و ما انجامش می دیم . حالا اینکه یه نفر تو شرایط مختلف تصمیم های غیر منطقی یا احساساتی می گیره به خاطر اینه که اون بالا یکی از جنبه ها ؛ بی جنبه بازی در میاره.



  • هیده ...