از چشم ها بخونیم

۱۰ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

اَدا طوری

شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۱۴ ق.ظ
یه وقتایی ؛ حواسمون نیست ولی داریم فقط اَدا در می یاریم . یه وقتایی هم هست ؛ قشنگ حواسمون هست که بازم اَدا در میاریم .
ادای زندگی کردن ؛ ادای غمگین بودن ؛ادای افسرده بودن ؛ ادای خوش حال بودن ؛ادای همه چی آرومه ؛ ادای درس خوندن ؛ ادای دوست داشتن ؛ ادای گوش دادن ؛ ادای نگران بودن ؛ ادای به فکر بودن ؛ ادای با فرهنگ بودن ؛ ادای خب به درک ؛ ادای گوش دادن ....


+ چه قدر اَدا می شه در آورد !
  • هیده ...

چیزی قرار نیست تموم شه

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۰۷ ب.ظ

کتاب رنگی

عکس از دیوار رنگی


خیلی ها ازش نوشتن ؛ از اینکه چیزی قرار نیست تموم شه . یکتا نوشته ؛ یه ناشناسی تو کانال ژوان اینا نوشته ؛ خیلی ها نوشتن که ما نخوندیم ؛ خیلی ها بهش رسیدن و ازش ننوشتن .

همه فهمیدیم که هیچی قرار نیست تموم شه.... وقتی داشتم تو کتابخونه سعی می کردم به سیستم عصبی مغزم حالی کنم که چطوری می شه که من همزمان با موهام بازی می کنم و به کلمه های توی کتاب نگاه می کنم و از طرفی به خیلی چیزا هم فکر می کنم ؛ چه سیستمی فعال ِ ؛ همون موقع فهمیدم هیچی قرار نیست تموم شه . دغدغه های فکری قرار نیست تموم شه . هر چیزی رو که پاک کنیم تا تموم شه ؛ یه چیزی شبیه اون میاد وسط و می گه که "من هستم" . خیلی چیزا رو پاک کردم که وقتی دارم به کلمه های توی کتاب نگاه می کنم فکرم و تمرکزم فقط به کلمه های توی کتاب باشه ولی همون روز که دستم لای موهام و نگاهم به کلمه های توی کتاب و فکرم جای ِ دیگه ای بود ؛ فهمیدم این پاک کردنا فایده نداره . فکر ِ ما هیچ وقت خالی نمی شه . هیچ وقت .... ترس های ما هیچ وقت تموم نمی شن . اون ناشناس تو کانال ژوان اینا نوشته بود که ترس هاش فقط هی عوض شده بودن .... همین ِ دیگه . دغدغه هامون تموم نمی شه فقط عوض می شه . ترس هامون . حالمون . خوش حالی هامون . ناراحتی هامون . همه چی فقط عوض می شه ؛ جایگزین می شه . نباید بشینیم یه روز خوب بیاد . یا نه ؛ شاید باید تعریف ِ روز ِ خوب رو برای خودمون عوض کنیم .


+ آدم یه وقتایی این حرفای خوب یادش می ره . بازم منتظر ِ یه روز ِ خوب ِ که خودش بیاد . ادم یه وقتایی همه ی این حرفای خوب یادش می ره ... فقط منتظرِ .

  • هیده ...

سلام خودم

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۰۸ ب.ظ
بنیان گذار تلگرام هم لابد به یه  مرحله ای  رسیده که اپدیت جدید تلگرام رو این طوری برنامه ریزی کرده دیگه . لابد اونم فهمیده یه وقتایی یه حرفایی هست که به هیشکی نمی تونی بگی یا مثلا یه درد و دل هایی بوده که هیچ جا نمی تونسته ازش حرفی بزنه . کسی چه می دونه شاید اونم از خواهرش ؛ مادرش ؛ پدرش ؛ برادرش ؛ دوستش یا همسرش  دلگیر بوده و خواسته این طوری تو اون صفحه ی " چت ویت یورسلف " یه خرده از دلخوری هاش بنویسه و دلش خالی شه تا بازم به دوست داشتنشون ادامه بده .کسی چه می  دونه ... شاید اونم کلی " دوستت دارم " یا " دلم برات تنگ شده " یا " دوست دارم بیشتر با هم آشنا شیم "یا مثلا " دوست دارم امروز ببینمت "  یا حتی " ببخشید اشتباه از من بود " باید می نوشته و سِند می کرده ولی هزار و یک دلیل اونو از سِند کردن این تکست ها منع کرده و اون خواسته این حرفا رو جایی نوشته باشه تا گوله نشن زیر گلوش...یا مثلا اونم دوست داشته یه سری حرفا رو از بعضی ها بشنوه و نشنیده و گفته این طوری می تونم اینا رو خودم به خودم بگم . خودش برای خودش انرژی مثبت بفرسته ؛ خودش به خودش امیدواری بده ... کسی چه میدونه.
  • هیده ...

این بار شروعش با تو

شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ب.ظ

دختر رنگی

عکس از دیوار رنگی


بالاخره یه روزی میاد ؛ اونی که همیشه اول از همه بعد از یک مدت حال ِ بقیه رو می پرسه ؛ اونی که همیشه تو دعوا ها کوتاه می یاد ؛ اونی که همیشه هماهنگ می کنه دسته جمعی برید بیرون ؛ اونی که تو شرایط سخت غر نمی زنه ؛ اونی که همیشه می گه که دلش براتون تنگ شده ؛ اونی که همیشه کارهاتون رو بهتون یاداوری می کنه ؛ خسته می شه ... دیگه حرفی نمی زنه ... بعد یهو به خودتون میاید می بینید چه قدر وقت ِ هیچی شبیه قبل نیست . اون موقع شاید بفهمید همیشه یکی دیگه شروع می کرده و شما فقط استفاده کننده بودید .



  • هیده ...

خوش حالم تو هم بدبختی

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۳۴ ق.ظ

دختر رنگی

عکس از دیوار رنگی


کلا آدمایی هستیم که از تنهایی می ترسیم . از هر مدلش . مثلا تنهایی تو راهی که داریم می ریم ؛ تنهایی تو لحظه های سختی که توش هستیم . کافی ِ یک نفر ؛ فقط یک نفر رو تو شرایط خودمون رو پیدا کنیم . امیدوار تر می شیم ... همراه با هم غر می زنیم ؛ همراه با هم تاسف می خوریم و در نهایت ته ِ دلمون خوش حال می شیم که فقط ما نیستیم که بد بختیم .


+ قطعا هر چیزی رو شامل نمی شه این حرفم . مثلا بعید می دونم کسی از دیدن ِ بیماری کسی خوش حال شه .

+ برای گوش هامون : از اینجا گوش کنیم

  • هیده ...

با اینا تابستون ُ سر بُکُنید

سه شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ق.ظ

ce54de953bfb16721d3e442eb936cbec

عکس از دیوار رنگی

در راستای استارت اولیه ی این بازی توسط جناب هولدن و دعوت دوستم یکتا(:  .


+ کتاب :

نمایشنامه ی خرده جنایت های زناشویی - نمایشنامه ی مهمان سرای دو دنیا - پروژه ی شادی که ژانر لایف استایل و اینا داره . چهار اثر اسکاول شین که باز هم در مورد لایف استایل ِ .

چند تا کتاب هایی که اخیرا خوندم اون قدری دوست داشتنی نبود از نظرم که بخوام به شما هم پیشنهاد بدم .

+ شعر :

شعر های فروغ - شعر های سید علی صالحی - شعر های گروس عبدالملکیان .

+ موسیقی :

اهنگ های گروه چارتار ؛بعضی از اهنگ های گروه حال ؛ دنگ شو ؛  lana del rey . دکلمه های علیرضا اذر و احسان افشاری . 

+ اینستاگرام :

اینا صفحه هایی هستن که یا عکس خوب دارند یا کپشن ِ خوب یا ایده های خوب یا خوش بختی های ریز ریز رو نشونمون میدن

 | benfis.b | negin.gmi |sahelabdii|hadissbgh|semira_ma|bbiibbzz|motiheidari

خیلی صفحه ی خوب می شناسم ... خیلی. خیلی هاش رو حضور ذهن نداشتم بگم .


+ کانال های خوب تلگرام :

1: کانال دکتر شهباز خان که مطالب روانشانسی و ... می ذاره : @drshahbazkhan

2:کانالی که من به خاطر عکس ها و اهنگ هاش نگهش داشتم : @cuddleupnow

3:کانالی که گاها نوشته های قشنگ داره : @baycoot

4: کانال ژوان . البته به نظرم  قبلا با کیفیت تر بود ولی خب :@zhuanchannel


+سایت هایی که می شه گشت توش :


1: در مورد دکوراسیون : اینجا .

2: یه سری نکته و حرف در مورد عکاسی : اینجا .

3: ژانر خاصی نداره . برای وقتایی که حوصله اتون سر رفته خوبه :  اینجا .

4: کلی اموزشی و خلاقیت داره : اینجا.

5: دیوار رنگی رنگی که توش پر از عکس ِ : اینجا .


+متفرقه :

ورزش کنید . ورزش . دیدم که حال خوب کُنه . با دوستانتان به کافه برید و اگر کافه بازی داشت ؛ بازی هم کنید . بنویسید . یا وبلاگ یا تو دفتر .


+ دوست دارم بدونم شما چی پیشنهاد میدید ( اگر دوست داشتید شرکت کنید ) : خاتون - لافکادیو - نازنین - سرو روان




  • هیده ...

این اتفاق واگذار شده است

جمعه, ۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۱۶ ب.ظ

0ed129ea47656cf5fdda48cf0ec8f8ca

عکس از دیوار رنگی



یک سال ِ منتظر ِ یه اتفاق خوب بودم ؛ امروز ظهر فهمیدم دیگه نباید منتظرش باشم . اون هیچ وقت نمیاد.


+اتفاقای خوب هیچ وقت تموم نمی شن . فقط قرار نیست همشون برای ما بیان .

+یه سری اتفاقا هم هستن که ما فکر می کنیم خوب اند ؛ ولی نیستن.

+ می گن زندگی هنوز خوشگلیاشو داره .

  • هیده ...

ما حاملین حجم های ندیدنی

جمعه, ۸ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۲۹ ق.ظ

2244fa27f9854ffa3b992abd80326bf0


عکس از دیوار رنگی


یه سری حجم ها هستن ؛ از اون حجم های مجازی .از همونا که دیدنی نیستن . فقط حسشون می کنی . مثل یه حجم بزرگ از دوست داشتن . مثل دوست داشتن ِ خیلی خیلی زیاد ِ کسی . فکر می کنی اگه قرار بود این دوست داشتن ِ ؛ حجم داشت چطوری می تونستی اون حجم از علاقه رو بغل کنی مثلا . یه حجم از بی علاقگی یا تنفر وقتی یکی از چشمت افتاده .یه حجم از تنهایی وقتی تنهایی . مثلا تو فلان موضوع تنهایی . کسی تو راهی که تو داری می ری قدم نمی ذاره . یه حجم از بی تفاوتی وقتی که بودن و نبودن کسی دیگه برات مهم نیست یا وقتی که دیگه هیچ فعل و حالت ِ فلانی برات مهم نیست . یه حجم از خستگی وقتی نمی دونی چرا خسته ای . یه حجم از انتظار وقتی منتظر ِ یه اتفاق ِ خوبی . یه حجم از غصه که تهش می شه سندرم خوردگی. یه حجم از اشتیاق برای دیدن یه دوست قدیمی یا مثلا برای شنیدن یه خبر ِ خوب . یه حجم از استرس مثل وقت ِ دیدن ِ جواب ِ کنکور . یه حجم از بی حوصلگی وقتی ساعت ها به برنامه ی تلویزیونی یی که مورد علاقه ات نیست خیره شدی . یه حجم از مشغله فکری . یه حجم از برنامه ی کارهای فردا و پس فردا و پس فردا های دیگه .

چجوری این همه حجم رو با خودمون این ور اون ور می بریم !

  • هیده ...

ما آدمای ترسناک ِ ناخواسته

دوشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۳۵ ب.ظ
ما خیلی ترسناکیم . از اولم ترسناک بودیم یعنی ؟!  یه وقتایی بودنمون می شه امید یکی  می شه انگیزه یکی یا بودن ِ یکی می شه امید و انگیزه ی ما . یه وقتایی بودنمون می شه آیینه دق یکی یا بودن ِ یکی می شه آیینه دق ِ ما . باز این قابل ِ قبول ِ . ما مجبور نیستیم و  اصلا هم شدنی نیست که همه رو دوست داشته باشیم و قطعا هم همه ما رو دوست نخواهند داشت . قسمت ترسناک اونجایی ِ که همون آدمی که امید و انگیزه بوده بشه آیینه دق !
نمی دونم اینایی که نوشتم رو بذارم به پای اون آدمی که ناخواسته شده آیینه ی دق ِ من یا اون آدمی که ناخواسته شده امید و انگیزه ی من .
ناخواسته یه کاری رو انجام دادن هم خیلی بد ِ. خیلی ... حالا فکر کن ناخواسته یکی رو دلزده کنی یکی رو فلج کنی یکی رو نابود کنی یکی رو ناامید کنی یکی رو خُرد کنی یکی رو الکی امیدوار کنی یکی رو مسخره کنی یکی رو خسته کنی .



+ امیدوارم هیچ وقت هیچ فعل ِ منفی یی رو ناخواسته انجام ندم .
+اهنگ بهار شیراز ؛ که  ممد زند وکیلیشون خونده ((: . اینجا .


  • هیده ...

سندرم خوردگی

يكشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۶ ق.ظ

8db8b15e38e2c92f193ae290bbd5b357

عکس از دیوار رنگی


یه وقتایی  خسته ایم .اما نه از اون خستگی ها که بخوابیم و بیدار شیم و دیگه خسته نباشیم. از اون خستگی ها که با 24 ساعت خواب هم رفع نمیشه و می خوابی که صرفا اون تایم ِ خواب بودن رو فکر نکنی . یه وقتایی از خیلی فعل ها خسته می شی . از نقد کردن خودت ، از دعوا کردن خودت ، از قضاوت کردن خودت ، از سرزش کردن خودت ؛ بعد یهو می بینی چه قدر خودتو دوست نداری !

یه وقتایی از غصه خوردن خسته می شی . غصه ی عالم و آدم رو می خوری . غصه ی گربه ی دست شکسته ی تو کوچه ، غصه ی راننده تاکسی ِ تو خیابون که پول ِ اجاره خونه اش جور نشده ، غصه ی مریض ِ تو صف ِ شیمی درمانی ، غصه ی بچه ِ تو بغل ِ مادرش دم ِ بیمارستان ، غصه کودکان ِکار ؛ حتی غصه ی محیط زیستی که داریم نابودش می کنیم . اصلا شاید یه سندرم باشه . مثلا بهش بگن سندرم " خوردگی ". که شما اولش  غصه می خوری ، افسوس می خوری ، حرص می خوری . بعدش هم خودتو می خوری و تمام .




  • هیده ...