از چشم ها بخونیم

۶ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

من و تو زمین ؛ حضوری اتفاقی

چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۱ ب.ظ
29cc129532c9aef2800b46605c232683

عکس از دیوار رنگی


یعنی چه قدر باید خوش بین باشم که امید داشته باشم یه روزی یه جایی دوباره یه آدمی رو ببینیم !؟



+عنوان : اهنگی از گروه چارتار
  • هیده ...

آنگونه که من بودم و آنگونه که من هستم

جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۹:۵۲ ب.ظ

91e24d5945bed4378817ce11eadfa665

عکس از دیوار رنگی


عصرونه ای که حکم ِ شام داشت رو وقتی داشتم فیلم می دیدم خوردم . حالا با گوشی دارم آهنگ گوش می دم و اینجا می نویسم. دوران بخور بخواب تموم شده و از فردا باید برم دنبال کار و زندگیم . دنبال ِ هدفم .روزای سختی بود که هنوزم هستن البته  ولی خوب دیگه باهاشون به تفاهم رسیدیم . یعنی قبول کردیم که یه دوره ای باید باهم باشیم .حالا تحملشون راحت تر شده .  هفته ی سختی هم بود که مرسی  تموم شد . این قدر تو این هفته اینجا نوشتم و انصراف رو زدم که اگه بیان قوه ی تشخیص داشت دسترسیم به مدیریت وبلاگ رو می بست حداقل. می اومدم و می نوشتم و دستم نمی رفت ارسالش کنم و انصراف رو می زدم. مثلا یه دفعه می خواستم بنویسم که اگه می گن  " سلامتی بزرگترین نعمت ِ " به خدا شعار نیس . یعنی من دیگه الان واقعا درک می کنم که شعار نیست .بعد نمی دونم چی شد که ننوشتمش. یه دفعه دیگه می خواستم بنویسم که چه قدر خوب ِ که خدا به حرف ِ ماها که می گیم کاش فردا نشه گوش نمی کنه . چون هر چی فردا نشه ؛ این استرس فردا بازم با ما هست .ولی وقتی فردا شه دیگه اون اتفاقی که کلی وقت بیخ ِ گلومون بوده و از استرسش ساعت ها نفسمون حبس بوده تموم می شه می ره . قورباغه رو می خوریم تموم می شه . تحمل ِ اون قورباغه گوشه ی ذهن واقعا سخت ِ . خیعلی بیشتر از اون چیزی که فکر می کنیم . بعدش یه بار می خواستم بیام از بعضی خواب های خوبی که می بینیم و تا سال ها اون خواب و حس خوبش تو ذهنمون هست بنویسم که نمی دونم چرا ننوشتم ! همون شبی که می خواستم فردا نشه و همش از خواب می پریدم و دم ِ صبح داشتم دوباره تلاش می کردم بخوابم ؛ خواب دیدم یه آدمی که من تو خواب چهره اش رو ندیدم و یا حداقل درست تشخیص ندادم اومد منو بغل کرد . حال ِ من واقعا خوب شد . حتی وقتی بیدار شده بودم اروم تر بودم . بعد می خواستم از معجزه ی بغل بنویسم . بنویسم که چه قدر این بغل می تونه خوب باشه . بعد یه دفعه می خواستم از این بنویسم که اگه می گن " خودمون باشیم " واقعا شعار نیست . بیاید کمپین بزنیم با هشتگ ِ خودمون باشیم؛  که بعدش هم در ادامه بگم یه وقتایی یه چیزایی برای ما نیست  . یعنی هر چه قدر هم تلاش کنیم برای ما نیست ؛ بعد اصلا اگه به دستش هم بیاریم به دردمون نمی خوره . چون اون برای ما نیست . کلی صبر کردم که از تو ابروهام شبیه ابروهای میم در بیارم . تهش این شد که چند وقتی ابروهای درهم برهمم رو تحمل کردم ولی بازم ابروهای میم از توش پیدا نشد . تحمل ابروهای در هم برهم خیلی سخته . بعدش فهمیدم واقعا ابروهای میم قشنگ ِ ولی به من نمیاد اصن . یعنی من با ابروهای خودمم که خودمم ... یه مطلب هم می خواستم راجع کنکور بنویسم . در مورد رشته هایی که بهش فکر می کنند . در مورد هدف هاشون ... بقیه ی حرفایی که نوشتم و نفرستادم رو یادم نیست ... یعنی دیگه مهم هم نیستند . مهم این پست ِکه قرار ارسال شه .



+فیلم بارکد از اون فیلم هایی بود که می شد باهاش خندید . توصیه می شه (((: .

+عنوان : قسمتی از اهنگ ِ زمین گرده از گروه دِکُر . اینجا .

+نشسته بودم پست های وبلاگم رو دونه دونه می خوندم ! حتی پست های فلان شبکه ی اجتماعیم رو هم خوندم . !حتی چند تا وبلاگ رو هم نشستم دوباره پست هاشون رو صفحه صفحه خوندم . نمی دونم دنبال ِ چی بودم !

+ حالا که پست در مورد کنکور ننوشتم ؛ اگه کسی از داوطلبین گروه تجربی هست اعلام حضور کنه یه چیزی رو خواهرانه بهش بگم ((: .


  • هیده ...

این قسمت : حال ِ دل

پنجشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۸:۱۱ ب.ظ
81afad6134a4db148779e58f3c27b10c

عکس از دیوار رنگی


+حال ِ دل یه تعریف خاصی داره . یعنی تعریفی که می تونه برای هر کسی منحصر به فرد باشه .یعنی صرفا به خنده و یا گریه ی ظاهری نیست ؛ یعنی در واقع اصلا به ظاهر نیست و  دقیقا همون چیزی ِکه از ظاهر آدما نمی تونی پیداشون کنی .دقیقا همون چیزی ِ در مورد آدما ؛ که ازش خبر نداری .آدمی که نشسته روبروت و خنده از روی لبش  پاک نمی شه ؛ شاید حال ِ دلش اصلا شبیه ظاهرش نباشه یا برعکس.
+ یه وقتایی چه قدر تلاش می کنیم ؛ چه قدر خودمونو به در و دیوار می زنیم که  حال ِ دلمون خوب شه !




+ حال ِ دل ِ آدما رو از روی نوشته هاشون ، عکس هاشون ،ظاهرشون  قضاوت نکنیم .
+ کتاب ِ " من پیش از تو " نمی گم خوب بود یا بد ؛ فقط اون چیزی که فکر می کردم نبود .

  • هیده ...

از تو عکس هم معلوم ِ

يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۸ ب.ظ

3d644d68159287456d5d57df3a719f36

عکس از دیوار رنگی


+ نمی دونم منتظر ِ چی ام !

+چه قدر حس ِ عکس رو دوست دارم . مطمئنم واقعا لذت بخش ِ .

  • هیده ...

i need a person

جمعه, ۱۱ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۴۹ ق.ظ

i need a person


الان که بهش فکر می کنم می بینم هیچ فیلمی نبوده که دلم خواسته باشه جای بازیگر های اون فیلم یا حتی تو اون شرایط ؛ قرار بگیرم . یا حداقل اون قدری کم بوده که الان یادم نیست چه فیلمی بوده . اما سریال گری از اون فیلم هایی بود که من خیلی جاها دلم خواست تو اون شرایط باشم . آدمای شبیه آدمای اون سریال دور و برم باشن . چه قدر خوبه یکی شبیه الکس کِرو کنار آدم باشه . الکس آدمی ِ که هر چی به آخرین فصل های این سریال  نزدیک می شی می بینی از اون دسته آدم هایی ِ که شاید اگه بخوای از روی ظاهر یا سریع قضاوتش کنی ؛ کاملا اشتباه می کنی . من عاشق اون لحظه هایی ام که مردیث حالش خوب نیست ؛ از زمین و زمان بریده ؛ بعد می ره پیش الکس یک دقیقه باهاش حرف می زنه ؛ الکس راهنماییش می کنه یا حتی فقط به حرف هاش گوش می کنه و همه چی حتی اگرم خوب نشه خیلی بهتر می شه. عاشق اون سکانسی ام که مردیث از دست ِ همسرش ناراحت بود و این ناراحتی تو کارش هم خودشو نشون داد .بعد الکس اومد مردیث رو بغل کرد و گفت تو از دست ِ همسرت ناراحتی ؛ اما می تونی سر ِ من داد بزنی ایرادی نداره . مردیث رو بغل کرد و بهش فهموند که حواسش بهش هست .  یه وقتایی آدم یه الکس کِرو تو زندگیش نیاز داره .



+عنوان یه دیالوگی از همین سریال ِ . اون موقعی که مردیث دنبال ِ پرستار ِبچه می گرده . پرستار بهش می گه خوب خواسته هات از من  چیه ؟ اونم می گه آی نید ِ عه پرسن . یه وقتایی آدم فقط و فقط به همین نیاز داره . نه اینکه الان کسی رو نداشته باشه .خوب قطعا خیلی ها دورو برمون هستن ؛ اما جنس بودنشون فرق داره .

+ به حرفایی که زدم جنسینی نگاه نکنید .شاید من منظورم رو خوب نرسونده باشم ؛ ولی اگه سریال رو دیده باشید خودتون متوجه می شید. الکس تنها شخصیت این مدلی ِ داستان نبود .

+ اگر فیلم دوست دارید ؛ و اگر به پزشکی علاقه دارید خیانت کردید به خودتون اگه این سریال رو نبینید :دی.

  • هیده ...

هفته ای یکبار دیدنت

پنجشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۷ ق.ظ

ef22fbb5b5781bf4d0be5fb076be5fff

عکس از دیوار رنگی


می دونید ... بعضیا ذاتا برای بعضیای دیگه حکم ِ مُسَکِن رو دارند . عین ِ خود ِ آرام بخش عمل می کنند . یعنی بودنشون کافی ِ . حتی لزومی نداره براشون درد و دل کنی ؛ کنارشون از دغدغه هات بگی ؛ غر بزنی ؛ از حال ِ بدت بگی . یه  آرامشی دارند که خیلی ساده و نامحسوس یواش یواش میاد تو وجودتون . با این آدما تو شرایط سخت هم که باشی ؛ کمتر سختی رو حس می کنی . با این آدما می شه راحت خوش گذروند . می شه با شارژ 10 درصدی رفت پیششون و فول انرژی برگشت . می شه کنارشون خودت باشی.

امشب وقتی با یه حال ِ خوب رو مبل لم داده بودم ؛دیدم برای اینکه حال ِ آدم خوب شه ؛ لزومی نداره که حتما درباره ی مشکلات و دغدغه هاش با یکی  حرف بزنه یا با یکی درد و دل کنه . یه وقتایی بودن با بعضیا اندازه ی همون درد و دل کردن و حرف زدن در مورد دغدغه هات حالت رو خوب می کنه .انگار یه چند ساعتی اون قسمت از مغز که همه ی اون چیزای بد توش ذخیره شده ؛ غیر فعال می شه . 



+ برای اینکه حال ِ ادم خوب شه ؛ یه وقتایی تنهایی هم جواب می ده. مثل همین عکس . خیلی این عکس رو دوست داشتم .( پی اس : هر کسی یه جوری حالش خوب می شه البته و یا حتی با چند روش حالش خوب می شه :دی.  ) . 

+دور و برتون پر از این آدم ها (: .




  • هیده ...